آشفتگی من از این نیست که به من دروغ گفته ای،
از این آشفته ام که دیگر نمی توانم تو را باور کنم.
*نیچه

بیا به خلوت غم رنگ آرزو بزنیم
ز مهربانی گلها به گفتگو بزنیم
اگر چه خاطر ما را کسی نمی خواهد !
بیا به چک محبت لب رفو بزنیم
جدا ز نغمه پول و طلاو سکه و زر
سرود سبز وفا را به گفتگو بزنیم
به روی اینه غم گرفته گل یاس
مثال ابر خدا ،رنگ شستسو بزنیم
شبی که ساغرت از می پر است و لحظه خوش است
بیا به اسم شقایق ،دمی وضو بزنیم
دلم گرفته از این شهر بی در و پیکر
بیا به خلوت غم رنگ آرزو بزنیم

1-خدا وکیلی قتل زنان قزوینی هم سوزه داغ وجالبی شده ، در این میان هم که بازار شایعه داغ داغ است.یک روز تایید می کنند فردا تکذیب.گرچه به نظر نمی رسد قتلهابا هدف خاصی انجام شده باشد اما اگر تنها به سبب ایجاد رعب ووحشت هم باشد به هدف خود رسیده اند. این ترس را در مکالمات روزمره ،هجم گسترده تلفنها، ابراز نگرانی وحتی شوخی های روزمره قزوینی ها راحت می توان دید .
2-اگر دلتان برای صفحه بندی رنگ وسوزه وپرونده های شهروند امروز تنگ شده هفته ای 1000تومان بدهید ایران دخت بخوانید .نشریه ای به صاحب امتیازی مجمع اسلامی بانوان که سالها کاملا زنانه بود اما انصافا با ورود تیم جدید این نشریه چنان متحول شده که دیگر غیر از لگو اثری از آن نشریه سابق نیست. نشریه ای که گرچه هنوز طرح روی جلد با عکس زنان بسته می شود اما از سیاست تا فوتبال از سینما تا طراحی دکور می توان در آن یافت وخواند ولذت برد .

خدا رو شکر به علت کثرت دید وبازدید ؛مسافرت و... کمتر موفق به دیدن برنامه ها وفیلم های تلویزیونی شدم اما در میان همان برنامه هایی که یک در میان موفق به دیدنش شدم مهمانپذیر آفتابگردان کاری از شبکه استانی قزوین بی اغراق جزو بهترین ها بود که غیر از چند بازیگر آن بقیه عوامل از هنرمندان ودست اندرکاران خود استان بودند.دیدن چهره های آشنا خیابان ها و مکانهای شهر ولهجه محبوب عروسک خان بابا وشیطنت نوید دیدن این مجموعه را دلپذیر می ساخت .
مکان فیلمبراداری این مجموعه همان خانه خدابیامرز تشکلهای غیر دولتی بود که چندی پیش استانداری قزوین با همکاری سازمان میراث فرهنگی خانه را به بهانه تعمیر از تشکلها تحویل گرفتند وآخرین انتخابات خانه را هم به دلایل مختلف ثبت نکردند.حالا در کمتر از یکسال استاندار قزوین عوض شده مدیر کل اجتماعی بعد آن فضاحت اخلاقی بازنشسته شد،مدیر کل میراث فرهنگی به تهران رفته ،تشکلهای غیر دولتی در غیر فعال ترین حالت موجودند وفعالین اجتماعی در رخوت وسکوت !
خانه آرازی ها پاییز وزمستان پارسال میهمان هنرمندان وعروسک ها بود بهار 88 میهمان سیمای استانی وما دلخوش داریم که آنجاهنوز کار فرهنگی می شود !

۱-خیلی بدبین نیستم اما هرچه به ترکیب دوتا ۸ کنار هم نگاه می کنم حس خوبی ندارم،نمی دانم چرا بعید می دانم سال ۸۸ سال خوبی باشد .
۲-با دوستان رفتیم فیلم "وقتی همه خوابیم "اما وقتی از سالن آمدم بیرون هیچ حسی نداشتم .یاد دیالوگ کودک ومادر فیلم می افتم ،آنجا که کودک می پرسد : هنوز از سینما خوشت میاد؟ومادر جواب می دهد از سینما آره اما از پشت پرده سینما نه .چقدر این روزها ،پشت پرده ها اتفاقات جالبی می افتد ، پشت پرده سیاست، پشت پرده فوتبال، پشت پرده رفاقت !
۳-عمرا ۲۰۰۰ تومان پول بی زبان را خرج فیلم اخراجیها کنم .
۴-یک جورایی مجبورم نشریات را از روی سایت هایشان بخوانم اما اعتراف می کنم حاضرم ۵۰۰ تومان بدهم اما روی کاغذ بخوانمشان آن هم وقتی دراز کشیده ام روی زمین .
۵-بنفشه های وسط خیابان که نگاه می کنم خجالت می کشم که چطور به اون نازی وظریفی سرمای این چند روزه را دوام آورده ومقاومت کرده اند تا به عابران لباس زمستانی پوشیده بقولانند که بهار شده است .







