یک زن ومرد ساعت ۹ صبح روبروی بهشت زهرای تاکستان در ملاعام سنگسار می شوند .سنگها تنها ۴۸ ساعت باید صبر کنند تا بر بدن مکرمه گناهکار بوسه زنند وچه بوسه دردناکی !
روایت کامل این ماجرا را از "برای آزادی"بخوانید .مریم اولین کسی است که دیشب مسیج زد .
پی نوشت ۱: طی تماس تلفنی با یکی از دوستان فرمانداری خبری به دستم می رسد .:ظاهرا حکم فردا اجرا نمی شود .دلیل آن هم اختلاف بین قوه قضاییه وشورای تامین جهت اجرای حکم در ملاعام است .


بی خیال سر کوچه منتظر دوستی بودم ومستاصل ودرمانده از همه اتفاقهای گذشته زل زده بودم به دست های فرض پسرک دستفروش که با مهارت لنگ خیسش را دور سینی می چرخاند وتوت فرنگی می فروخت.
نمی دانم در ته نگاهم چی دید که یک توت فرنگی درشت وخوشرنگ جدا کرد وجلوی چشمام گرفت :بفرمایید خانم .
- من که نمی خوام توت بخرم
- عیب نداره خوشمزه است. همین جوری بخوردیش .
توت فرنگی راکه گرفتم یک لحظه هم درنگ نکردم ودر جا گذاشتم توی دهنم .
پسرک تند ودستپاچه با لهجه غلیظی که نفهمیدم مال کجاست گفت :این جوری نخوردیش مسموم می شید خانم جان .دلتان درد می گیرد وهمه چیز را بالا می آرید .
از تذکرش خجالت کشیدم اما به روی خودم نیاوردم وبا لحنی نا مطمئن گفتم :عیب نداره هیچکی با یک توت فرنگی که مسموم نمی شه!!
ردصدای بوق ممتد ماشین نشاندهنده آمدن دوستم بود .همانطور که سوار ماشین می شدم برای پسرک با لبخند دست تکان دادم زیر لب گفتم :کاش چیزی بود که می شد آدم بخورد وتمام گذشته تلخش رادر جا بالا بیارود .
پی نوشت ۱:نمی دانم این چندمین پستی است که می نویسم ولی حرف من وبرداشت مخاطبم با هم فرق می کند .گرچه اصلا دوست ندارم ولی به ناچار توضیح می دهم :
بعضی اوقات که سردرد خیلی شدید می شود وتعدد مسکن ها جواب نمی دهد تنها "تهوع "می تواند کمکت کند حالت "تهوع"حس بسیار بد ونا مطبوعی است اما به سبکی وآرامش بعدشم می ارزد ومن حاضرم این حالت تهوع را حمل کنم تا به این حس سبک برسم .
پی نوشت ۲:
ظاهرا این مطلب یک جوابیه به حرف های من است .گرچه مطمئنم نویسنده خود واقف است که دریا هم تحمل هم شکاف ایجاد شده بین مارا ندارد چه برسد به نهری کوچک که گاهی اوقات خودش انگیزه اش هم برای حرکت تمام می شود !

در حالیکه بیش از یک ماه از مراسم تحلیف اعضای منتخب انتخابات شورای اسلامی شهروروستا گذشته وهنوز بسیاری از شوراها یا شهردار خودشان راانتخاب نکرده اند ویا ابلاغ شهردارمنتخبشان نیامده است .
این روند کند وماجراهایی که در شهرهای مختلف اتفاق می افتد بسیاری از فعالین سیاسی را به انتخابات 24 آذر وداستان ردصلاحیت اصلاح طلبان .بی تجربگی ودستپاچگی هیات های برگزاری وعدم صیانت از آرای مردم وعدم برگزاری اتنخاباتی برابر را دوباره یاداوری می کند .
این در حالی است که پس از کش وقوسهای فراوان ورضایت مجلس به عدم تجمیع انتخابات . وزیر کشور همانطورکه قاطعانه و بدون در نظر گرفتن تبعات سنگین خواستار ترویج ازدواج موقت دراسلامی ایران است .از انتخابات 24 اسفند مجلس هشتم خبر میدهد .
انتخاباتی که احتمالا در خرید های نوروزی .آتش چهارشنبه سوری .تنگ بلور ماهی وعزاداریها ماه محرم .عیدی شب عید وخانه تکانی های زنان گم خواهد شد .وآرایی که در نبود مطبوعات وجود خبرنگاران تعطیلی ادارات ودید وبازدید های نوروزی شمرده خواهد شد تا مجلس هشتم شکل بگیرد.
گرچه پیش داوری است اگر بگوییم رازی در انتخابات 24 اسفند ماه وجود دارد .

الا ای کفتر کوهی بیاموزم پریدن را
وبال اکنون نخواهم شد
مسیر خویش خواهم رفت
روم جایی که ظلمی عایدم نبود
بدی نبود
کژی نبود
ملال و خستگی نبود
روم جایی که قلب نازنین کودک ده ماهه می خواهد
الا ای کفتر کوهی
وبال اکنون نخواهم شد
مسیر خویش خواهم رفت
نمیدانم چرا ها را
بسان سیل توفنده پریشان می کند گیسوی احساسم
چرا مسجد که محرابش زمانی بود کانون سبکبالی و رفتن تا دم محراب
کنون گشته است رخوت زا
که شیطان از همین روزن کند در قلب آدم راه
چرا آتش پرستان در نظرهاشان دگر آتش مقدس نیست
چرا آن چاک پیراهن که گفت یوسف گناهی در مرامش نیست
زلیخا را نکرد رسوا
چرا دین مثل دنیا
بر مدار پول و دینار و دلار و عقل می چرخد
الا ای کفتر کوهی بیاموزم پریدن را
وبال اکنون نخواهم شد
مسیر خویش خواهم رفت
روم جایی که از آتش دگر پروانه می روید
واز خاکسترش ققنوس
ببینم کفتری را کز شکار باز می آید
وجایی از زمان بیرون
که از پرواز انسانها
نیاید بوی تزویر وریا وخون
وبگویم به همه
زندگی بسته دری نیست که از پنجره آییم به درون
زندگی راه وطریقی دارد

۱-مهندس محمود کمالی همانند همتای تهرانی خود با بدست آوردن 5 رای اجازه یافت تا 4 سال دیگر سکان مدیریت شهری قزوین را بدست گیرد ونام خود را به عنوان 88 شهردار قزوین ثبت کند .اما عدم کسب رای قاطع از شورای اصولگرایان واحتمال نامزد شدن رییش شورای شهر در انتخابات آتی مجلس و...... شهردار ماندن وی در 4 سال آینده با تردید همراه می کند .
۲-دختر ایرانی الاصل نایب قهرمان تورنمنت استانبول شد تا با وجود داشتن ملیت فرانسوی پلاک نقشه ایران را به گردن بیاویزد وبر روی سکوها برود .واین چنین است که ارغوان رضایی پیروزی اش را به حساب سرزمینی می گذارد که خودش آنجا دنیا نیامده است .
۳-امسال سال بازیکنانی بود که به جای اینکه در میدان گود باشند بیرون ایستادند تا پیروزی را باز هم بنام خودشان ثبت کنند .اولین تجربه مربیگری علیرضا حیدری برای کشتی ایران 3 طلا .2نقره و2 برنز به ارمغان آورد .ودر تجربه دیگر تیم علی دایی یک سروگردن از بقیه بالاتر ایستاد تا قهرمان لیگ 86 باشد .بی شک قهرمانی سایپا آغاز امپراطوری دیگری است که بنام او ثبت خواهد شد وپایان تمام حرف وحدیث هایی است که اورا در طی این سالها متهم می ساخت.


گرچه دعوت شده بودم به دیدن دردناک وتلخ بازی خون. اما هرچه فکر کردم دیدم نه حرفی برای گفتن داردم ونه دردی که بخواهم بگویم .وقتی کرامت انسانی ام بخاطر چند تارمو اینقدر راحت زیر سئوال میرود .وقتی تمام شخصیتم توی وجب های آخر مانتوام خلاصه می شود .وقتی تمام انگیزه ها وانرژی ام توی گشادی وتنگی ورنگهایی که خودم را لابه لای آنها می پوشانم جمع می شود .چه باید می نوشتم .وقتی رد خون روی صورت دخترک تصنعی تعریف می شود .وقتی خشونت با خودزنی یکی می شود ……چه می توان گفت .
امروز دوم خرداد است .بدون هیچ گونه حس نوستالوﮊیک فکر می کنم 2خرداد 76تا 3 تیر 1384در میان تاریخ قطور استبداد ایران برزخی بوده است.برزخی شیرین که هرگز تکرار نخواهد شد .







