اشتغال در معني خاص خود عبارت است از: تطابق نيروي انساني با فرصت هاي شغلي و درجه تطبيقي اين نيرو با حرفه ها و فعاليت هاي موجود در يك جامعه و تحرك شغلي و جغرافيايي كافي كه بايد بتواند همواره نيروي كار را با تغييرات عرضه و تقاضا مطابقت دهد. تعادل و اشتغال را برقرار كرده و از كم كاري و بيكاري جلوگيري مي كند؛ لذا هر فردي از افراد جامعه حق دارد از دولت بخواهد امكان اشتغال وي را به كاري مولد و مفيد در جهت توليد كالا و خدمات مورد نياز عامه مردم ايجاد نمايد و دولت موظف است در برابر اختياراتي كه از عامه مردم دريافت كرده به ترتيب مشاركت و اشتغال آحاد جامعه را با توجه به عرضه و تقاضاي نيروي انساني از يك سو و با در نظر گرفتن استعداد و توانايي هاي فردي از سوي ديگر فراهم نمايد. به نحوي كه فرد ضمن بروز خلاقيت و نوآوري ، مفيد بودن خويش را در جامعه احساس كند.

گرچه دکتر احمدی نژاد حتی در شعار های انتخاباتی خود هیچ وعده ای به زنان نداد اما کمتر کسی تصور می کرد که دولت نهم که عدالت ومهرورزی اصلی ترین شعار آن است این چنین با نیمی از جمعیت خود برخورد کند .اصلا نمی خواهم بحث را کشوری کنم آنچه در میان اخبار این روز ها برایم غیر قابل هضم است ودستاویزی جهت به سخره گرفتن وطنز وطعنه حوزه زنان شده است انتصاب همسر استاندار قزوین به عنوان مشاور زنان وامور خانواده از سوی ایشان شده است .مهندس سید احمد نصری سومین مشاور خود را پس از دکتر یوسفی –فاطمه رزازیان ودکتر علیجانی منصوب می کند.دردوسال گذشته بودجه ای جذب دفتر بانوان نشده وهیچ بیلان کارمشخصی به پای دفتربانوان ثبت نشده است.خبر نگاران محلی به جز دو کنفرانس مطبوعاتی که یکی در آستانه هفته زن بود والبته هیچ دستاورد مشخصی هم نداشت موفق به دیدن ومصاحبه های کلی با مشاوران استاندار نشدند .
استاندار قزوین در مراسم معارفه داخلی همسر خود وی رااز محارم می خواند .گرچه همسر استاندار تنها کسی نیست که در این دوسال به واسطه خویشاوندی ابلاغ می گیرد اما این نگرانی وجود دارد که این انتصاب برای حوزه زنان رسما به تعطیلی دفتر بانوان بینجامد .مهندس نصری بارها اعلام کرده است که تنها مرد خانواده ای است که چهار زن در مقام همسر ودختر در آن زندگی می کنند .همسری که اگر قبلا در مقام همسر ودر چارچوب زندگی شخصی به مرد اول استان مشورت می داد این روزها برای مشورت دادن وهمراهی وی ابلاغ رسمی دارد .اگر همسراستاندار چانچه که در حکمش آمده سوابق ارزنده ای ودر حوزه زنان دارد چرا به عنوان اولین گزینه مشاور منصوب نمی شود؟ آیا حوزه زنان آنقدر بی اهمیت است که با روش آزمون وخطا وباری به هر جهت اداره شود ؟ موضع گیریهای استاندار در حوزه زنان را به حساب همسر وی نوشته نخواهد شدوبرعکس ؟استاندار قزوین خواهد توانست بدون توجه به حوزه شخصی ورابطه عاطفی عملکرد همسرش را به عنوان مشاور امور بانوان به نقد بنشیند؟یا این ابلاغ تنها بهانه ای جهت آوردن همسر استاندار به ساختمان سفید استانداری قزوین نبوده است ؟وسوالاتی از این دست که کسی قطعا به آنها پاسخ نخواهد گفت .
پی نوشت :ترجیح می دادم این مطلب را پس از معارفه رسمی ایشان بنویسم اماپس از ده روز هنوز خبری از مراسم معارفه نیست. شاید مشاور سوم اصلا حق معارفه رسمی ندارد! وشاید ترس از طرح سئوالاتی چالش برانگیز استاندار قزوین را ازمراسم معارفه برحذر داشته گرچه دیگر بسیاری از فعالین حوزه زنان که همسو با دولت نهم نیستند به دفتر بانوان آمد وشد ندارند ودر این دوسال حتی دعوت نامه ای هم دریافت نکرده اند !


من دلم مي خواهد خانه اي داشته باشم پر دوست
کنچ هر ديوارش دوستانم بنشينند آرام
گل بگو گل بشنو
هر کسي مي خواهد وارد خانه پر مهروصفامان گردد
يک سبد پر گل سرخ به ما هديه دهد
شرط وارد گشتن
شستشوي دلهاست
شرط آن داشتن
يک دل بي رنگ ورياست
به درش برگ گلي مي کوبم
روي آن با قلم سبزبهار مي نويسم
اي يار خانه دوستي ما اينجاست
تا که سهراب نپرسد هرگز
خانه دوست کجاست ؟

حتما لازم نيست که بچه مدرسه باشي ويا داشته باشي تا بوي مهر را حس کني .سوز مهر که که بيآيد انگار بوي نم دوستيهاي قديمي بالا مي زند .ياد دفتر وکتاب وکيف ومانتو مي افتي .ياد بوي مداد ومداد تراش. ياد نيمکت هاي کج ومعوج ياد تخته سبز و خورده گچ هاي پايش و....
سوز مهر که ميآيد دلت مي خواهد تمام دفتروکتاب هايت را کاغذ کادو کني واسمت را درشت رويش بنويسي .مهر که مي آيد دلت دوباره براي صف هاي طولاني واز جلو نظامها تنگ مي شود براي صلوات هاي بلند ودعاهاي فرج .انگار دلت مي خواهد خودت دستانت را نشان بدهي تا ببيند ناخن هايت کوتاه است وجورابهايت ديگر سفيد نیست ومقنعه ات چانه دار است .دلت مي خواهد از سر صف تا ته حياط بدوي ودستت را بگير ي زير شير آب و مانتوات را خيس کني .مهر که مي آيد دلت براي آقا پليس .باباي مدرسه وخانم پرورشي چادري وسوت خانم ورزش وبراي مبصر بد اخلاق ها .شاگرد تنبل هاي لژنشين وشاگرد زرنگهاي پاچه خوار همه وهمه يک مرتبه تنگ مي شود .هوس درس خواندن ونمره بيست گرفتن هوس تشويق وتقلب .هوس ...یک مرتبه توی وجودت می پیچد .سوز مهر که مي آيد عجيب هوس بچه بودن مي کني .راستي چقدر ما زود بزرگ شديم وچقدر دير دلمان براي همه چيز تنگ مي شود .راستی چرا اينقدر مهر ها دير مي آيند وچرا "مهر "ديگر "مهر "آن وقت ها نيست .راستي چقدر اين روزها "مهر "هايمان بي "مهر "است .
ياد مهر آن روز ها به خير
ياد مهرباني ها به خير
پی نوشت۱ :اگر دیر به دیر به روز می کنم غیر فضای سرد وبلاگستان حال بد خودم است.
پی نوشت ۲:این روز ها برمن ببخشایید که بی خبر می آیم ومی روم دلیلش گرفتاریهای روزمره است که بیش از حد انتظار زیاد شده است .






