قرص مسکن وشربت غليظ
صداي گرفته وتن تب دار
روح سرگردان ودلشوره هاي عجيب
من واين نگراني هاي مسخره
من واين بغض کهنه
من واين بالش خيس
من واشکهاي زير دوش
من واين دل آشوبه هاي تمام نشدني
من و......


بار دوم که رفتم پيش مدير کل تربيت بدني گرچه به اندازه مصاحبه اول مصيبت نداشت اما پر از حاشيه بود که افشاگري اش ناجوانمردانه است. اما نکته جالب آن خبر بزرگترين همایش پیاده روی خانواده بود که قرار است با صرف هزينه اي بين 50تا 60 ميليون تومان وبا حضور ميهمانان داخلي وخارجي روز 23آذر ماه در مسير ميدان جانبازان تا فدک برگزار شود .بدين ترتيب قزوين به مدت يک روز به عنوان پايلوت ورزش همگاني نه تنها در کشور بلکه در بسياري از کشورهاي آسيايي انتخاب مي شود .اين خبر راکه مي شنوم ناخودآگاه يا اين ترانه معروف "من واين همه خوشبختي محاله محاله " مي افتم ومخصوصا که آقاي مدير کل هم مدام تاکيد مي کند به قزويني بودن خودتان افتخار کنيد !
امسال همزمان قزوين به عنوان پايلوت گردشگري هم انتخاب شده است .اين را هرکس که تعطيلات نوروز وارد قزوين مي شد با آن همه بيلبرد وتبليغ حتما مي فهميد .چند وقت پيش هم اعلام شد که قزوين همراه اصفهان به عنوان دو قطب صنعتي پايلوت اجراي اصل 44 انتخاب شده اند.
چند وقت در يکي ازروزنامه ها ي محلي نوشته بود که قزوين پايلوت جذب استعداد کشتي هم هست .و....
بدون هيچگونه نظري وپيشداوري شما ياد اين ضرب المثل نمي افتيد :آفتابه لگن هفت دست شام وناهار هيچي !

حکم دلاآرام که تایید می شود انگار ضربه های معکوس ساعت شروع می شود برای ده ضربه شلاق ودوسال حبس همه به تکاپو می افتند وبلاگ اختصاصی !پست های اختصاصی !لگوی طراحی شده !لابی ورایزنی !و.....
تلاش 48 ساعته که ثمر می دهد چقدر جذاب است .اصلا لازم نیست مثل من کاری کرده باشی فقط کافیست تا بیننده خوبی باشی وروز شنبه پی نوشت ها را ببینی .شعف لابه لای کلمات موج می زند .این یعنی پیروزی برای جنبشی که رهبر ندارد وعرضی وخزنده ادامه حیات می دهد .حرکتی که حتی بسیاری معتقدند پتانسیل جنبش شدن را هم ندارد !
چندی پیش جایی خواندم که یکی از فعالین اجتماعی وامورزن گفته بود که اگر قرار باشد یکی از این دوحوزه را انتخاب کند قطعا فعالیت در حوزه زنان را انتخاب خواهد کرد زیرا همبستگی بیشتری بین زنان حس می شود .!عجب ترجیح درستی . گرچه این دوحوزه غیر قابل تفکیک است .
خانه تشکلهای غیر دولتی سراسر کشور در بسیاری از استانها یا تعطیل شده ودر حال تعطیل شدن است اما انگار اصلا کسی برایش مهم نیست ..ما قرار بود در تشکلهای غیردولتی کارکردن ودور میز نشستن را به دور از هرگونه نگاه سیاسی ومرزبندی های متداول تجربه کنیم اما گویا تجربه مان به اندازه کافی نیست که که الان این قدرآرام وبی سروصدااین اتفاق ها می افتد .گویی فرزندان نارس حق حیات ندارند باید سقط شوند .برای سقط جنین هم که کسی را خبر نمی کنند.تنها اجازه پدر کافیست .
روزهای آینده فعالین امور اجتماعی روزهای سختی را خواهند گذراند اماامیدوارم حداقل مانند فعالین امور زن بین شان همبستگی به وجود آید .
پی نوشت ۱:از الهام یزدیها بخاطر این پست سپاسگزارم.که نگرانی هایشاین روزها با من همرنگ است .

نمی دانم تولد یکسالگی بهانه می شود یا حرف های آقای افشاری عجیب دل دلم را می خورد که جمع کن این بساط وب ووب بازی را !ننویس توی این صفحه لعنتی بی صاحب !اصلا خفه شو !فکر میکنی بنویسی وننویسی برای کسی فرق میکند .گیرم که نوشتی اصلا خواننده دارد این اراجیفی که بهم می بافی وخزعبلاتی که به خورد 4 تا آدم بیکار دیگر مثل خودت می دهی کجای این منظومه قرار داری که فکر می کنی خیلی مهمی !مینودر را ببین مثل آب خوردن توقیف شده است دیگر نیازی نیست مثل بچه های تخس جلوی کیوسک عمو کریم دزدکی مفت خوانی کنی ستون صفه دومش را .ایسنا را ببین که چطور پس از استعفای حسین طاهری با این همه سابقه وشایستگی به روزمی شود .نامه را ببین که بدون بهنام وآزاده ومنیژه وپریسا هم منتشر می شود .حدیث را ببین که بدون ستون آقای داوران صفحه بندی می شود و.....آخه دختر جان کی قرار است سرت بخورد به سنگ وآدم شوی. مگر نمی بینی مدام می گویند سقف فزوین کوتاه است یا نه اصلا مثل آکواریم می ماند وتو شبیه ماهی قرمز کوچولو پرورشی !!!و................................................
این جمله هارا توی هفته گذشته بیش از 1000 دفعه با خودم گفته ام اما وقتی فکر می کنم می بینم واسه دردسر که برای کسی کارت دعوت نمی فرستند...دوستی می گفت :به هر حال بودت که بهتر از نبودت است اصلا به قول قیصر "هرچه هستی باش اما باش"
من که یکبار دیگر هم امتحان می کنم جهنم !هرچی شد که شد باداباد!!!
پی نوشت:هردم از این باغ بری می رسد.حکم دلارام علی تایید شد .

مي گويند وبلاگ يک رسانه است که خودت هم سردبيري هم تاپيست .بدون سانسور !بدون تشريفات !بدون زمان تحويل !يا نه اصلا وبلاگ يک دفترچه شخصي مثل دفترچه خاطرات است که مجبور نيستي مثل دوران نوجواني قايمش کني وقفل بزني !اجازه مي دهي همه بخوانند اين خاطرات درهم برهم وآشفته را اين دل مشغوليها ودغدغه هاي روزانه را !گرچه هنوز هم معتقدم که آب وآيينه هنوز محرم اند وعطر کاغد ورنگ جوهر صميمي تر اما بلاخره وب نوشتن هم تجربه ایست مدرن !!!
۸ آبان تولد نیمه غایب است .راستش را بخواهيد نيمه غايب يک هديه انتخاباتي بود درست در همين روزها والبته براي يک پست خاص !!!! علی تدین زحمتش راکشيد.اگر اشتباه نکنم حتی اسمش هم پيشنهاد او بود .خيلي ها فکر نمي کردند پس از گذراندن دوران انتخابات وب نويس باقي بمانم درست مثل موجي که بعد از آن در فضاي مجازي قزوين راه افتاد وبعد ازنوروز به رکود رسيد .
نزديک يک سال است که اولين چيزي که صبح توي اينتر نت مي ببينم نيمه غايب.پس وردش خيلي از دوستانم دارند –اصلا دلم نمي خواهد عوضش کنم – يکي دوبار که صفحه را باز کردم خودم نشناختمش قالب عوض کرده بود .خيلي ها اصرار کردند که براي کامنت هايم مديريت بگذارم يا حتي نظرات نامربوط را حذف کنم اما غير از ۵-۶ مورد که به قول معروف فحش ناموسي بود به دوستان چيزي را حذف نکردم تنها براي دو پست مديريت کامنت گذاشتم.راستش آن اوايل تعداد کامنت ها برايم مهم بود خودم هم وبگردي مي کردم اما الان نه وبگردي درست وحسابي مي کنم ونه تعداد کامنت ها برايم مهم است . بيشتروقت ها از تعداد يادداشت هايم بيشتر اس ام اس مي گيرم يا تلفن مي کنند يا وقتي آدم را مي بينند يکدفعه ۱۰۰ تا نظر مي دهند.تازه مي فهمي که اي واي وبت را چه کساني مي خوانند وتو خبر نداري.
البته هميشه آنهايي که نبايد هم مي خوانند پرينت هم مي گيرند وبعد ضميمه پرونده اعمالت مي شود ويک روز آوار مي شود روي سرت وبايد براي خط خط اين فکر آشفته ات جواب پس دهي مثل همين الان که بايد به دوستان خودم توضيح دهم که سر آن پست که 6 ماه پيش نوشتم منظورم چي بود يا اصلا شخص خاصي مد نظر نبوده ويا با هدف خاصي نوشته نشده .
اما جدا وبلاگ ها متاثر از فضاي جامعه اند يا نه اصلا کلي تر اين آدمها هستند که جامعه را مي سازند واز جامعه تاثير مي گيرند بسياري از پست هاي نيمه غايب متاثر از اين فضاست .فضايي که منتقد هم زياد دارد درست مثل همين وب .دوست داشتم وبلاگم تحليل محتوا مي شد خيلي از دوستان مي گويند فمنيستي شده !!!سياسي است !!!نااميد کننده وسياه مي نويسي !!صريح اعلام نظر نمي کني دور حاشيه ها مي چرخي !!قلمت احساسي است ومحافظه کارانه !!!خيلي ها هم معتقدند که بد به روز مي کنم ودچاررکود شده ام اين يکي را راست مي گويند چون اين آخري ها حسابي کم آورده بودم ضمن اينکه من يا مشکل اساسي دارم که حل هم نمي شود آن هم استفاده ازانگشتان دست است جهت تايپ .
امابا این همه اعتراف مي کنم که هرگز فکرنمي کردم روزي وب نويس شوم وتا يکسال دوام بياورم واين همه حرف براي گفتن داشته باشم –من خودسانسوري ام بالاست حرفهايي که نزدم به مراتب بيشتر –والبته اصلا تصور نمي کردم که وبلاگ نوشتن اين همه دردسر داشته باشد.
پريسا قبل از اينکه وبلاگش را حذف کند دعوتم کرده بود تا بهترين نوشته ام را خودم انتخاب کنم کار سختي است اما من اين پست یک مشت کلمه راخيلي دوست دارم چون تقريبا همه حرفهايم را يک جا نوشتم وحسابي خالي شدم .علي القاعده من هم بايد دوستانم را دعوت کنم به اين بازي اما .... اسم نمي برم هرکي تولد وبلاگش شد خودش بهترين نوشته اش را انتخاب کند .
پی نوشت :جایت تا همیشه سبز شاعر
خستهام از آرزوها، آرزوهاي شعاري شوق پرواز مجازي، بالهاي استعاري لحظههاي كاغذي را روز و شب تكرار كردن خاطرات بايگاني، زندگيهاي اداري آفتاب زرد و غمگين، پلههاي رو به پايين سقفهاي سرد و سنگين، آسمانهاي اجاري با نگاهي سرشكسته، چشمهايي پينهبسته خسته از درهاي بسته، خسته از چشمانتظاري صندليهاي خميده، ميزهاي صفكشيده خندههاي لب پريده، گريههاي اختياري عصر جدولهاي خالي، پاركهاي اين حوالي پرسههاي بيخيالي، صندليهاي خماري سرنوشت روزها را روي هم سنجاق كردم شنبههاي بيپناهي، جمعههاي بيقراري عاقبت پروندهام را با غبار آرزوها خاك خواهد بست روزي، باد خواهد برد باري روي ميز خالي من، صفحة باز حوادث: در ستون تسلیتها نامي از ما يادگاري

جمعی از دانشجویان دانشگاه (حدود 100 نفر !!!!!!!!!!!!!از دانشجویان دختر و پسر ) روز دوشنبه 30 مهر 1386 در یک تجمع بدون مجوز در محوطه دانشکده فنی و مهندسی و علوم پایه دانشگاه در اعتراض به مشکلات صنفی گردهم آمدند. دانشجویان شرکت کننده در این تجمع اعتراض آمیز که از ساعت 11 صبح آغاز و تا 8 شب ادامه یافت در ابتدا هدف خود را از این تجمع ، اعتراض به مسائل و مشکلات صنفی رفاهی و فرهنگی دانشجویی عنوان کرده و تنها خواستار حضور سرپرست دانشگاه در میان جمع خود بودند؛ این دانشجویان نه حاضر به پذیرش و مذاکره با نماینده سرپرست دانشگاه و نه اتفاق نظری در معرفی نمایندگان خود برای گفتگو با سرپرست دانشگاه داشتند. اما زمانی که دکتر غفوری فرد، سرپرست دانشگاه به همراه اعضای شورای دانشگاه در این تجمع شرکت کرد، سخنگوی دانشجویان معترض بیانیه 16 ماده ای ایراد کرد که از جمله در این بیانیه خواستار برکناری برخی معاونان و مدیران دانشگاه شدند. با وجودی که سرپرست دانشگاه شخصا از دانشجویان معترض خواست که در نماز جماعت مغرب و عشا شرکت کرده و پس از آن با معرفی نمایندگان خود به مذاکره با وی بنشینند اما دانشجویان همچنان بر تجمع و دادن شعار اصرار می ورزیدند.
بعد از نماز جماعت گروه هایی از دانشجویان معترض جدا شده و در چندین نوبت با سرپرست دانشگاه به مذاکره پرداختند و انزجار و جدایی خود را از آن عده اندک دانشجویان اعلام کردند. در نهایت در ساعت 8 شب سرپرست دانشگاه و هیئت همراه پیاده از میان دانشجویان گذشته و از درب دانشگاه خارج شدند و دانشجویان معترض نیز دانشگاه را ترک کردند.
در پایان این تجمع، سرپرست دانشگاه به دلیل مسالمت آمیز بودن و عدم ایجاد اخلال در نظم دانشگاه و تعطیلی کلاسها، دستور اکید داد که هیچگونه اقدام تنبیهی علیه دانشجویان معترض صورت نگیرد و حتی غذای اضافی نیز برای کسانی که در تحصن غذا شرکت کرده بودند توزیع گردد. اما چنانچه مستندات قانونی مبنی بر وابستگی این اعتراض به محافل بیرونی و سراسری و سازماندهی بدون مجوز آن از سوی تشکل خاصی اثبات گردد، موضوع از طریق کمیته انضباطی و هیئت نظارت بر تشکل های اسلامی قابل پیگرد خواهد بود.
پی نوشت :این خبر روابط عمومی دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) به کلیه رسانه های جمعی است که عینا در سایت خود دانشگاه هم منتشر گردیده .






