تبليغاتX
نيمه‌ غايب

  

                

هنوز دو روز نمی گذرد که نامه میراث فرهنگی را نشانم داده اند نامه ای که نه خطاب آن به  شورای  سوم است ونه شورای چهارم که حتی اجازه ثبت هم به آن ندادند.خطاب به مدیریت خانه !کل نامه سه خط است نظر به تعمیر خانه آرازی ها در اسرع وقت خانه را تخلیه وتحویل نماینده سازمان دهید .

تا آنجا که می دانم برای مستاجر هم که حکم تخلیه می گیرند فرصت می دهند بماند که تشکلهای غیر دولتی سالهاست که صاحب خانه این خانه بودند .این را مرحوم امامی استاندار فقید قزوین گفته بود .دلخوش به فرصت تخلیه ورایزنی برای مکان جدید سراغ مدیر کل امور اجتماعی می رویم مارامحترمانه نمی پذیرد.مدیر کل میراث آنقدر مودبانه  توضیح م یدهد که اصلا نمی توانی به او چیزی بگویی. قول مساعدوفرصت تخلیه  می دهد .حتي قول می دهد 20تشکل هنری را که تا بهار برنامه دارند درصنایع دستی تامین مکان کند و.....

اما چهار شنبه که تلفن زنگ می خورد صدایی پر از بغض وحرص جدی جدي می گوید :"بعد از ظهر بیا خانه "خانه که می روم بر خلاف همیشه داربست فلزی وچوبهایی که قایم شده ا ند بر سالم ترین قست خانه اولین چیزی که می بینم می گویند امروز گروهی آمده اند وگفتند برای مرمت آمدیم .بهرام زاده-مدیر میراث - گفته خبر ندارم !وشیرازی –مدیر کل اجتماعی –همچنان تلفن ها را جواب نمی دهد .کتابهای کتابخانه را کارتن زده اند وکافی نت کوچک خانه را جمع کرده اند .شبیه عزادارن شده ایم که جنازه روی زمین دارند یکی یکی بچه ها می آیند ونظر می دهند وبا حسرت چیزی می گوید ودر نهایت آهسته سر به زیر می اندازند وبا غصه می روند که دیگر اینجا جای ماندن نیست .

خانه تشکلهای غیر دولتی قزوین اولین خانه ثبت شده در کل ایران است .گرچه ستونهای خانه بعد از زلزله آوج ترک های جدی برداشت تا آنجا که شورای خانه چند بار با مسئولین مکاتبه کرد وهرجا که نشستیم گفتیم "خانه "خراب است. اما امروز که داربست ها  را می بینیم که ناخوانده وبی اجازه میهمان خانه شده اند نمی دانم چرا نمی توانم این همه لطف یکباره را باور کنم .

فاصله بین نامه زدن واجرای عملیات تنها دوروز !بدون اینکه جایی در برای گذاشتن وسایل خانه در نظر گرفته باشند ویا حتی اجازه بدهند که وسایل در یکی از همین اتاقها بماند !مرمت در آغاز فصل سرما !داربست بر سالم ترین قسمت خانه !این همه شعار تشکلها بازوان قدرتمند دولت هستد .چشم بینا وگوش شنوا بودن هایکباره چی شد ؟این همه قول مساعدت ولطف کجا رفت ؟ ایا خانه آرازیها واقعا مرمت خواهد شد یا تخلیه تنها یک بهانه است ؟؟آیا تشکلهای غیردولتی دوباره به این خانه بازخواهند گشت ؟؟ويا اين تخليه از سر اجبار هميشگي است ؟ایا عطر مهرورزی در میان تشکلهای غیر دولتی خواهد وزید ؟ویا اینکه ماباید توصیه های غیر رسمی را جدی بگیریم .  

 

 

 

یادداشت های مرتبط :

 

اولین خانه تشکل‌های غیردولتی کشور در قزوین موزه می‌شود!!.شبکه خبر کاسپین

 

خانه تشکلهاي غیر دولتي تصرف شد .اخبار تشکلهای غیر دولتی استان

 

بعد از گذشت دوماه از انتخابات هنوز وزارت كشور مهر تاييد به منتخبين خانه تشكل‌هاي غير دولتي استان قزوين نزده است!ایسنا

 

خانه تشکل هاي غيردولتي قزوين تعطيل شد.روزنامه اعتماد

 

یادداشت  :الهام یزدیها

 

خانه خاطره ها تعطیل شد .امیر اشگری

 

همبستگی:نوشته قبلی خودم


+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت   توسط نیمه غایب   | 

براي اولين بار در سال ۱۹۹۳ ، مجمع عمومي سازمان ملل متحد، خشونت عليه زنان را به معناي هر رفتار خشن وابسته به جنيستي كه موجب آسيب شده و يا با احتمال آسيب جسمي، جنسي يا رواني مضر ويا رنج زنان همراه گردد، تعريف كرد. رفتاري كه مي‌تواند با تهديد يا اجبار با سلب مطلق اختيارو آزادي، صورت گرفته و در جمع يا خفا و يا درمحيط‌هاي مختلف باشيوه‌هاي گوناگون صورت پذيرد. پديده اي كه تمام فرهنگ‌هااعم از فقير و غني را در بر مي گرفت!
واقعيت اين است كه زنان سالهاست، محيط هاي پرخشونتي را تجربه‌ مي‌كنند، در محيط‌هاي خانوادگي، در كوچه، خيابان، در محيط كار، وسايل نقليه عمومي و در همه جا اين قشر از جامعه با انواع خشونت‌ها، از تحقير تا تعرض جنسي روبرو هستند و دائماً در اين اضطراب به سر مي برند كه مورد خشونت واقع نشوند!
زنان ايراني در ميان ۹ گانه‌هاي خشونت خانگي، بيشتر تحت خشونت هاي رواني و كلامي قرار دارند. 

۷/۵۲ درصد از پاسخگويان در يك پژوهش ملي «بررسي خشونت خانگي» اعلام كرده‌اند كه از اول زندگي مشترك تاكنون قرباني خشونت كلامي و يا رواني بوده‌اند. هر چه ا ز خشونت‌هاي جنسي و جسمي معمولاً ردي به جا مي‌ماند و دليل محكمه پسندي مي‌شوند؛ اما در خشونت‌هاي كلامي و رواني، اثري كه جا مي‌ماند، تنها فرايند زيان باري است كه در دراز مدت خود را نشان مي‌دهد و تحمل آن نيز بسيار مشكل است.


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت   توسط نیمه غایب   | 

از 1985 تاكنون، آمار زنان بزرگسال مبتلا به ايدز از 35 درصد كل تعداد مبتلايان به 48 درصد افزايش داشته است. همچنين، 60 درصد از مبتلايان به ايدز 15 تا 24 سال را زنان تشكيل مي‌دهند.. در سال‌هاي نخستين كشف بيماري ايدز، گروه زيادي از محققان و جامعه‌شناسان گمان مي‌كردند كه ايدز بيماري‌اي است كه عمدتاً مردان را مبتلا مي‌كند. در يك دهة گذشته، آمارها نشان داد كه زنان كمتر تحت تأثير اين بيماري بوده‌اند. اما امروزه زنان بار مخرب اين اپيدمي را به‌دوش مي‌كشند.
ميزان آلودگي زنان جوان افريقايي به‌مراتب بيشتر از مردان جوان است. در سراسر جهان، حداقل نيمي از افرادي كه به‌تازگي به اين بيماري مبتلا مي‌شوند زن‌اند و، در ميان افراد كمتر از 24 سال، دختران و زنان جوان نزديك به دوسوم افراد حامل ويروس را تشكيل مي‌دهند. اگر اين ميزان آلودگي ادامه پيدا كند، به‌زودي اكثر افراد آلوده به بيماري ايدز را در جهان زنان تشكيل خواهند داد.
 

 اما در ايران  اولين زن آلوده به ويروس HIV  در 1368 شناسايي شد  که  يك سال بعد جان سپرد.گرچه  در مردان ايراني، شايع‌ترين شيوة آلودگي به ويروس ايدز استفاده از سوزن و سرنگ آلوده هنگام تزريق مواد مخدر است،اما بيشتر زنان مبتلا به ايدز از طريق رابطة جنسي ناسالم آلوده شده‌اند. فقرو اقتصاد وابسته تجاوز، خشونت،زايمان هاي پر خطر . نبود اطلاعات،منفعل بودن زنان .عدم اختيارزنان در مسائل جنسي .اجبار ازدواج با مردان مسن و مرداني كه چندين شريك جنسي. .دسترسي کمتر مکانهاي بهداشتي .شرم وواهمه از بيان بيماري .نگراني از طرد شدن و .... باعث مي شود تا فاصله ايدز به زنان کمتر شود.

گرچه در  ايران، درحال‌حاضر  نسبت مبتلايان زن و مرد، در مقايسه با گذشته، تغيير محسوسي نداشته است همچنان مردان 95 درصد مبتلايان و زنان 5 درصد از جمعيت آلوده به ويروس HIV كشورمان را تشكيل مي‌دهند كه البته 46 درصد از اين تعداد متأهل‌اند. نكتة قابل تأمل در آمارها اين است كه احتمال انتقال ويروس از مرد به زن 20 برابر بيشتر از احتمال انتقال آن از زن به مرد است وازآنجا که  زنان، به‌ علت وضعيت فيزيولوژيكي و اجتماعي، نسبت به ويروس ايدز آسيب‌پذيرتر از مردان‌اند ميتوان انتظار داشت در آينده به سمت تغيير اين نسبت‌ها و افزايش شمار زنان مبتلا به ايدز حركت کنيم 



 

 


+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت   توسط نیمه غایب   | 

وقتی صدای خردشدن برگ پاییزی زیر پای عابران لذت بخش است چه فرق می کند برگ کدام درخت باشی ؟


+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت   توسط نیمه غایب   | 

جناب شفیعی ها در مقام دبیر موتلفه در قزوین به خبرنگار فارس گفته اند: خوشبختانه اكثريت رسانه هاي مكتوب استان قزوين در اختيار اصلاح طلبان است لذا هر گونه اظهار نظري در خصوص مسائل استان را در اين رسانه ها شاهد هستيم.
ایشان که در باره صحت و سلامت انتخابات صحبت کرده اند نگرانی در باره سلامت انتخابات را ادعا دانسته و ادامه داده اند:اين ادعاها در حالي مطرح مي شود كه هر هفته نمونه‌هاي مختلفي از اظهارات سياسي را شاهديم، حتي برخي مواقع شاهد حملات ناجوانمردانه ودور از انصاف در نشريات، سايت ها و وبلاگ ها هستيم.

سخنان جناب شفیعی ها از آن جا اهمیت چندانی می افزاید که ایشان علاوه بر این که دبیر حزب موتلفه هستند و سابقه حضور در مقام ریاست هیات نظارت بر انتخابات را داشته اند،هم اکنون مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان را نیز عهده دارند.پس طبیعی است که اظهار نظر ایشان در باره رسانه های مکتوب و وبلاگ ها باید دارای مستنداتی باشد.

اصلاح طلبان نگران سلامت انتخابات هستند. چرا که تجربه تاریخی به آن ها نشان داده است که جریان مقابل علیرغم تمام ادعا هایی که دارد نمی تواند سلامت انتخابات را تضمین کند.هنوز علامت سوال های انتخابات شوراها در تهران و شهر های بزرگ بر جای مانده است و کسی به نامه مهدی کروبی در باره انتخابات ریاست جمهوری 84 پاسخ نداده است.و......

جناب شفیعی ها اصلاح طلبان نگران مجلس و سلامت انتخابات هستند چون نه هیات های اجرایی و نه نظارت  در دست آن هاست و نه ناظران و مجریان ابایی دارند از این که بگویند اجازه وروود را به اصلاح طلبان نمی دهند.

اما سخن من این نیست چرا که طبیعتا دستگاه سیاسی اصلاح طلبان بومی اگر در توان و اندازه خود ببیند به این مسایل جواب خواهد داد. سخن من  آن جاست که لبه تیز انتقادات به سمت رسانه هایی می رود که این روزها سختی های بسیار به جان خریده اند.دنیای شاداب وبلاگ های بومی مرگ وبلاگ نویسان را به تماشا نشسته و رسانه های محلی نیز جز آنان که مصونیت دارند اجازه و یا جرات وروود به مباحث مساله انگیز را ندارند.این در حالی است که کمتر از 10درصد مردم به اینترنت دسترسی دارند و روزنامه در سبد خرید بسیاری از خانواده ها نیست .

 کارکرد رسانه کارکردی انتقادی است آن هم در جامعه ای چون ایران که می خواهد در پیچ و خم های دوران گذار به سر منزل مقصود برسد.طبیعی است رسانه ها باید پاسدار آزادی ها و حقوق شهروندی شهروندان باشند و زنگ ها را به صدا در آورند. اما تلخی آن است که بر جان می ماند و چاره ای نیست رسانه های بومی از وروود به دفاع از حقوق شهروندی واهمه دارند و نمی توانند منادی دموکراسی باشند. رسانه رکن چهارم دموکراسی است قدرتی هم پا و همطراز با قوای مقننه ، مجریه و قضایی. اما در عالم واقعه چنین نیست و رسانه ها چشم به دولت دوخته اند.

وظیفه رسانه بومی است که نگران سلامت انتخابات و حقوق شهروندی باشد و وبلاگ نویس ها و اهل قلم استان اگر به آزادی و دموکراسی اعتقاد دارند و خود را رسانه ای برای دموکراسی می دانند باید و باید به نقد شرایط فعلی بنشینند.طبیعی است خاطر حضرتعالی به یاد دارد که در دوران اصلاح طلبان و پس از آن رسانه ای فراگیر به نام صدا و سیما چه لطف ها که به اصلاح طلبان نکرد و نمی کند در ...

پس رسانه ها و وبلاگ ها را به ناجوانمردی متهم نکنیم که مرام جوانمردی را آنان باید به کار گیرند که هر روز از قدرت خود برای محدود سازی مطبوعات و رسانه ها بهره می گیرند و نقادی را از میدان به گوشه رینگ می فرستند و موافقان و مداحان را سکه می دهند که نقاد بوده اند و به نقد حکومت نشسته اند اما دریغا.

حکایت آشنای حقیقت و دروغ است که با هم به کنار دریا رفته بودند برای شنا.حقیقت چون صادق بود و دوز و کلی در کارش پیدا نبود قبل از دروغ لباس هایش را از تن به در آورد و به آب زد و دروغ لباس های حقیقت را پوشید و به میان مردم برگشت و گفت: این دروغ است .... جای این دو در میان همه عوض شد اما حقیقت دیگری بود و دروغ در قالب حقیقت نمایان شد ....

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت   توسط نیمه غایب   |