غیر از من فکر کنم نصف بچه های قزوین را نیز همین دکترسید محمد ابوترابی به دنیا آورده است .البته الان شک دارم که به اندازه ۲۹ سال پیش که خانواده ام از او تشکر کردند حالا خودم از او سپاسگزار باشم
بهر حال متشکرم آقای دکتر

واقعا بلاگستان جاي کوچکي است کسي مي پرسد "چه بايد کرد ؟واين شروع دعوت نامه هاي مجازي است براي اينکه شفاف بگويي بلاخره در انتخابا ت هشتم چه خواهي کرد
آنقدر اين روزها تراژدي مضحک رد صلاحيت ها گفته ايم وشنيده ايم وخوانده ايم که ديگر هيچ حرفي نمانده است .گرچه معتقدم تصميم را نه دراين فضا که بايد رودر رو شفاف وقاطع گرفت اما بهر حال مصطفي رسته مقدم مرا هم ناخواسته به اين بازی کشانده است .بي احترامي است اگر بي پاسخ بگذاري دعوتش را، حتي اگر هيچ ميلي هم نداشته باشي که اظهار نظر کني در فضايي که حرفت مثل سنگ انداخته توي حوض موج مي زند وموج مي زند وهزار يک تفسير از کنارش در مي آيد و تو مي ماني که واقعا معني 4 خط نوشته اين همه تفسير بود.
حکايت اصلاح طلبان وانتخابات روايت مسابقه اي است که نتيجه اش از حالا معلوم است :باخت آن هم به بدترين شکل. اما من نمي فهمم که ما چه اصراي داريم بازي کنيم در مسابقه اي که نه داور عادل است و نه مربي مي تواند تيم ارنج کند بس که صندلي ذخيره ها پر از بازيکن مجروح وکارت قرمز دارست .
حکايت رد صلاحيت ها آغاز يک رقابت نابرابر وعده داده شد بود که ما با خوش بيني تمام اصرار مي کرديم که باورش نکنيم وگر آغاز چنين باشد بخوان حديث مفصل !
شعار انتخابات را که مي بينم بيشتر حرص مي خورم "همراه شو عزيز ". آخر يکي نيست بپرسد بايد با چه همراه شويم؟ بااين بي صلاحيت هاي اسلام نشناس !!ما که چه بخواهيم وچه نخواهيم سال هاست با آنها همراهيم !!!!!
نسخه عدم شرکت براي کسي نمي پيچم که اين کار جرات مي خواهد اما وقتي مي دانم که برگه رايم در ميان انبوه شرکت کنندگان و در هياهوي 24 اسفند گم خواهد شد .زحمت پاي صندوق رفتن به خودم نمي دهم تا مبادا برادرانم در ستاد برگزاري انتخابات را وادار به نشر اکاذيب کنم !

اواخر سال که مي شودمنجمان وستاره شناسان هي عدسي تلسکوپ عوض ومردمک چشمانشان را تنگ وگشاد مي کنند وساعتها ستاره ها وحرکات آنها را رصد مي کنند وکلي رمل واسطرلاب وسنگ وسنگريزه به کار مي برند آخر سر متفکرانه مي گويند:سال خوبي است .سال ميون ومبارکي است .
ويژه نامه هاي نوروز مطبوعات با سياه نمايي مي نويسند :سال درد است .سال اضطراب وجنگ است سال بحران وسياست است .سال بند وميله سرد است و....
اما هرچه فکر مي کنم يادم نمي آيد کسي گفته باشد سال 86 سال مرگ است :سال مرگ قيصر امين پور ،اکبر رادي ، حميد عاملي ، دکتر شهيدي ، دکتر کاردان،مهران قاسمي،احمدبورقاني و.....
الان ديگر کمتر از 50روز به پايان سال مانده ومن صمیمانه آرزو مي کنم امسال ديگر مسافري نداشته باشد

پس از زنستان ،تریبون فمنیستی ،پس از سانسور کلمه زن در صفحات جستجوگر وپس از این همه وبلاگ که بنام زنان فیلتر می شود، این یکی دیگر واقعا نوبر است .نشریه زنان از بهمن ۱۳۷۰ با افت وخیزهای زیاد تا حالا وبی وقفه منتشر شده است اما حالا در آستانه اتنخابات مجلس که البته که همه با زنان مهربان می شوند سیاه نمایی به حساب می آید .امنیت زنان را زیر سوال می برد!!!آخر مگر غیر از این است که ما سالها با سیاهی بزرگ شده ایم ورنگ محبوبمان سیاه است .و غیر از برف که سفیدی اش تنها چند لحظه چشم را می زند رنگ دیگری می یابید .
من نمی فهمم ما مشکل داریم؟ نشریه مشکل دارد؟ فضا غیر شفاف است ؟نویسنده زن مشکل دارد یا هرچیزی که موضوعش زنان باشد؟ .اصلایک نشریه دیگر هم به توقیف شودبه جهنم !زنان که دیگر مثل حلزون عادت کرده اند به خانه به دوشی!
همیشه عمو کریم برایم زنان نگه می داشت اما حالا آن ۱۰۰۰ تومان را می اندازم صندوق صدقات تا عمر باقی مانده به حضرات به سلامت بگذرد .
پی نوشت ۱:تازه می خواستم به استناد "یک ماه با زنان در مجلس " نقد فراکسیون زنان بنویسم !!!
پی نوشت ۲:خودم را کلی سانسور کرده ام وگرنه خبلی شاکی تر از این حرفها هستم !

چند چند وقتی است که ورزش استان رونقی نیمه جان یافته است.پلاکاردهای تبلیغی که در میادین وچهارراه ها نصب شده ميشودکه ضمن اعلام زمان ومکان مسابقه يک در ميان با فونت ریزتر زیر آن نوشته شده "ورود تماشاگران زن آزاد است ".
دروغ چرا؟چند سالی است که به هیچ کدام از ورزشگاه های شهر نرفته ام اما خبر که می گیرم می گویند "توی چند مسابقه بسکتبال استقبال تماشاگران زن خیلی خوب بود" . "هماهنگی بین شان عالی بود" ."توی شعار ها همراهی می کردند "."این مساله هنوز جا نیافتاده ".تبلیغ منفی سالهای گذشته بسیار تاثیر گذار بوده" ."تبلیغات تلویزیونی براي ايجاد فرهنگ مهم است" ."مردان جای خالی زنان را احساس نمی کنند"." زنان خودشان هم اعتماد به نفس لازم را برای حضور در میان همه مرد را ندارند" ."گمان نگنم خانواده ها اجازه بدهند" یا خودمانی تر می گویند:" ورزش قزوین چی دارد که تو حالا آمار تماشاگران زنش را می گیری". "خیال می کنی توی یک مسابقه چند تماشاگر می رود که حالا زنان نروند"." زنان مشکل دیگری ندارند"؟!!! "همه چیزتان درست شده فقط مانده حضورتان توی ورزشگاه" !!!
كمي دقت در گزارشهاي رسمي كه از شيوع بيماريهاي مختلف به ويژه مشكلات استخواني، مفصلي، بيماريهاي ناشي از كم تحركي، مشكلات رفتاري و روحي دختران جوان و نوجوان خبر ميدهد، لازم است تا به سادگي به لزوم انگيزه در آنها براي ورزش كردن، ترغيب در فعاليتهاي گروهي و رقابتهاي ورزشي پي ببريم.
جذابيت ورزش در حس رقابت، ميل برتري جويي، داشتن الگوي مناسب، ايجاد حس همزاد پنداري بين تماشاچي و ورزشكار در محيطهاي پرشور، ديدن مسابقات ورزشي و لذت چشيدن هيجان آنها، در بالا بردن انگيزه، تاثير زيادي دارد.
الگو برداري از ورزشكاران و سعي در دنبال كردن راه ورزشي آنان و كنجكاوي در مسايل خصوصي قهرمان محبوب به ويژه در سنين نوجواني كه خريد مجلات و نشريات موسوم به «زرد» و كنجكاوي در زندگي خصوصي ورزشكاران در بين نوجوانان دختر بسيار زياد است –تماشاي بيواسطه پرهيجان مسابقات فوتبال، مسير اين الگو را سهل تر و تاثير آن را در زندگي افراد بيشتر ميكند- ميتواند قدم بزرگي باشد، براي نهادينه كردن فرهنگ ورزشي در جامعه و آشتي دادن زنان با محيطها و استاديومهاي ورزشي، اما پس از سالها تلاش ورود زنان به استاديومها هنوز درگير و دار تفاسيرقوانين است.
سه سال از نخستين تلاشهايي كه زنان براي ورود به استاديوم داشتند، ميگذرد و امروز حاصل كار آن کمپینی است به نام حق ورود به استاديوم كه البته شايد كار آن نسبت به كمپينهاي ديگر آسانتر، عينيتر كم مخاطرهتر باشد. در اين سه سال زنان بارها و بارها پشت درهاي استاديوم رفته و ماندهاند.گرچه بسياري از تماشاگران و بازيكنان و ستارههاي محبوب و حتي مسوولان كه در جايگاه مخصوص نشستهاند، هرگز نفهميدند كه در طول مدت مسابقه و پشت درهاي استاديوم چه ميگذرد؛ اما حتماً حراست و نگهباني كه در اين سه سال مجبور شدهاند زنان را به بهانههاي واهي و غيرقابل دفاع از ورود به استاديوم منع كنند، خوب به خاطر دارند.
زنان پس از همان تجربههاي اوليه كه با نگاه سرد و بيتفاوت مسوولان روبرو شدند، براي فيفا فدراسيون جهاني فوتبال(AFC ) نامه نوشتند و خواستار ورود به استاديومها شدند؛ اما قطعاً تنها دغدغههاي فمنيستي باعث نشد كه كنفدراسيون فوتبال آسيا، حضور آزادانه تماشاگران زن در ورزشگاهها را يكي از شروط اصلي در انتخاب ميزبان جام ملتهاي آسيا قرار دهد.
كميته ملي المپيك و فدراسيونهاي جهاني، دريافتهاند كه تنها با افزايش مشاركت در رقابت و تشويق شفاهي زنان به ورزش، ورزش زنان توسعه نخواهد يافت و اين راهي است كه در دنيا طي شده و نتيجه آن در قالب اين گونه سياستها و مصوبات نهادهاي بين المللي ارائه شده است.
اما بالاخره با وجود برخي از موارد چالش برانگيز عاقبت هيأت دولت، اساسنامه جديد فدراسيون فوتبال را تصويب كرد. اساسنامه فدراسيون فوتبال شايد در نگاه اول، خيلي هم براي زنان مهم نباشد؛ اما در بند دوم ماده (۶ ) اين اساسنامه بر «بيطرفي و عدم تبعيض» فدراسيون در مقابل اشخاص، گروهها، مليتها در زمينه جنسيت، زبان، مذهب، نژاد و سياست تاكيد شده است. رييس كميته انتقالي در تفسير اين ماده ميگويد: «اين بند به زنان اجاره ميدهد تا بدون مشكل قانوني براي تماشاي بازيهاي فوتبال وارد ورزشگاهها شوند».
گرچه برخي ديگر در تفسير اين ماده گفتهاند، اين ماده تنها تبعيض درباره حضورزنان در انتخابات را رد ميكند. اين تفاسير البته در خصوص زنان اولين بار نيست كه اتفاق ميافتد و بسياري هنوز دستور رييس دولت نهم را مبني بر اجازه حضور زنان در استاديومها به خاطر دارند كه بلافاصله با واكنش علماء و روحانيون روبرو شد و او ضمن عذرخواهي، حرفش را به آساني پس گرفت؛
ولي كسي نپرسيد كه چطور ميشود، زنان براي مسابقات واليبال، بسكتبال كه پوشش بازيكنان با لباس بازيكنان فوتبال تفاوت چنداني ندارد، تماشاگران خوبي هستند؛ اما پاي فوتبال كه مي رسد و جاذبه زمين مستطيل شكل كه ديگر حالا براي خود صنعتي شده و بيشتر از ورزشكاران، سياست مداران حرص ورود به مديريت آن را ميخورند! پاي عرف، شرع، فرهنگ و قانون با تفسيرهاي متعدد به ميان ميآيد. تفسيرهايي كه تنها به ورود به زنان به استاديوم هم خلاصه نميشود؛ اما شايد استاديوم نمادي عام و قابل درك براي عموم جامعه به حساب ميآيد كه اين محروميت بيپايه را تنها بر اساس جنسيت و به بهترين شكل نشان ميدهد.
زنان، مشكلات و دغدغههاي بسيار زيادي دارند از حق طلاق و حضانت بگيري تا همين برابري ارث و ديه كه حالا در همين مجلس اصولگراي هفتم، موافقان زيادي پيدا كرده است؛ اما هيچكدام دليل نميشود كه زنان جوان و دختران از يكي از حقوق شهروندي خود محروم باشند و امكان استفاده نه چندان پرشمار موجود را تنها براساس جنسیت از دست بدهند و شهرونداني كامل به حساب نيايند!!


اخبار این روزها را که می شنوی غیر ازاختلاف میان اصلاح طلبان و داستان مضحک رد صلاحیت ها رقابت داغ انتخاباتی آمریکا وکرکری سیاستمداران جهان این کودکان فلسطینی هستند که قربانی سیاست های کثیف بزرگترهای پشت میز شده اند بدون اینکه مرگشان خواب کسی را آشفته کند .
دنيا را خيره كردند
با آن كه در دستانشان جز سنگ نبود
چونان مشعلها درخشيدند
و چونان بشارت از راه رسيدند
ايستادند
منفجر شدند
شهيد شدند
و ما برجا مانديم; چونان ستارههايي
قطبي
ــ با پيكرهايي پوشيده از گرما ــ
آنان از براي ما جنگيدند
تا كشته شدند
و ما در كافههامان مانديم
ــ چونان بزاق صدفها ــ
يكي در پي سوداگري
يكي در طلب ميلياردها اسكناس تا زده،
ازدواج چهارم و آغوشهاي صيقلي تمدن
يكي در جستوجوي قصري بيمانند در
لندن
يكي در كار سمساري سلاح، در
كابارهها، به طلب خونبهاي خويشتن
يكي در جستوجوي تخت و سپاه و
صدارت
آه، اي لشكريان خيانتها
اي لشكريان مزدوريها
اي لشكريان تفالهها
اي لشكريان هرزگيها!
هر قدر هم كه تاريخ درنگ كند
به زودي، كودكان سنگ ويرانتان
خواهند كرد
ادامه مطلب...






