تبليغاتX
نيمه‌ غايب

 

هميشه در تعاريفمان از بهار باران بوده است" نم نم" و"شرشر".با رنگين کمان وبوي خاکش با صداي غرغر اسمان ورعد وبرق هاي وحشتناک با جيغ هاي کودکانه وترس هاي خنده دار با هواي لطيف ولباس هاي خيس با چتر رنگي وسياه وسفيد وکلي حس رها شدن

باران که مي ايد همه بچه مي شوند‌‌‌  عاشق مي شوند مهربان مي شوند وتو مي تواني زير باران چرخ بخوري وبخوري تا لباست به تنت بچسبد وموهايت به گردنت وصورتت را بالا بگيري ودهانت را بازکني تا دانه هاي باران برود توي گلويت ونفست بند بيايد  از اين قطرات بي پايان .

اصلا ميتواني شلوارت را بالا بزني وتوي اولين چاله  شالاپ وشلوپ کني  يا نه !راننده که آب پاچيد وتمام لباسهايت را گلي کرد داد بزني هي آقا .....

باران که مي بارد انگاردانه هاي تسبيح خدا ولو مي شود روي زمين نه يکي  نه دوتا  هزار تا ... مثل آن موقع که با تسبيح مادر بزرگ بازي مي کرديم وپاره مي شد ...

چند روز ديگر بهار هم تمام مي شود اما تعريف امسال مان از بهار يک چيز بزرگ کم دارد !

چيزي بنام باران  

 

 

 

 

 

پی نوشت۱: وصیت نامه دکتر علی شریعتی

 

پی نوشت۲:قزوین رسما مثل شهر موشها شده است بس که هر خیابانی که می روی کنده کاری است وتل خاک وترافیک

 

پی نوشت ۳:خسته شدم بس که جلسه اسیب شناسی گذاشتیم یکی راهکار عملی بدهد ببینم چه غلطی می شود کرد در این وانفسا !


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت   توسط نیمه غایب   | 

دوستی می گفت هر اتفاق یک پست است برای وبلاگ اگر این تعریف درست باشد   می توانم سه روز گذشته را بنویسم که بخاطر دوز بالای امپول های تزریقی شبیه علی سنتوری شده بودم .

یک سردرد ساده ونبود قرص مسکن به قدر کافی سبب شد تا به نزدیکترین درمانگاه بروم اقای دکتر هم انصافا خیلی تحویلم گرفت ودستور داد تا 3 تا امپول تزریق کردند !2 تا عضلانی ویکی وریدی! البته بعدا فهمیدم که دیازپام وترامادول بوده با یک چیز دیگر !!!کلی هم سفارش که از این جا یک برو خانه ،رانندگی نکن ،پشت کامپیوتر نشین و......بماند که من هیچکدام این توصیه ها رو جدی نگرفتم

اما از چند ساعت بعد رسما سه روز به حالت اغما رفتم بی حال وبی حس ،بی رنگ ورو ،عرق کرده اما سرد وسرد بلاخره  سه روز تلاش وچند ساعت بیهوشی  وبی حالی مداوم تازه انگار باز گشتم به زندگی انهم نه خیلی قرص ومحکم که انگار هنوز اثار امپول ها هست .

این اتفاق چند سال پیش یکبار دیگر هم برای من افتاده بود در مسر سبزوار –مشهد .ان بار به امبولانس های توی جاده مراجعه کردم وعلاوه بر خواب وبیحالی چشمهایم را 48 ساعت رسما از دست دادم وکل مدت اقامتم در مشهد در هتل گذراندم  .

خلاصه اینکه برای هر مریضی دکتر نروید !اگر دکتر خیلی تحویلتان گرفت حتما منتظر عوارض وخیم بعدش باشید .هر امپولی را صرف اینکه تجویز پزشک است تزریق نکنید .به امبولانس ها سرراهی اصلا اعتماد نکنید !واگر عین من خیلی به دکتر احتیاج پیدا می کنید خوددرمانی را یاد بگیرید چون به مراتب بهتر از اعتماد به پزشکان است .


+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت   توسط نیمه غایب   | 
مشت مي‌کوبم بر در
پنجه مي‌سايم بر پنجره‌ها
من دچار خفقانم، خفقان!
من به تنگ آمده‌ام، از همه چيز
بگذاريد هواري بزنم،
-آآآآآآي!
با شما هستم!
اين درها را باز کنيد!
من به دنبال فضايي مي‌گردم،
لب بامي،
سر کوهي،
دل صحرايي
که در آنجا نفسي تازه کنم.
آه!
مي‌خواهم فرياد بلندي بکشم
که صدايم به شما هم برسد.
من هوارم را سر خواهم داد،
چاره درد مرا بايد اين داد کند.
از شما خفتهء چند،
چه کسي مي‌آيد با من فرياد کند؟

بیانیه جمعی از وبلاگ‌نویسان در اعتراض به موج اخیر فیلترینگ وبلاگ‌ها

  در ادامه روند تحدید آزادی بیان و آزادی عرصه اطلاع‌رسانی در كشور، متاسفانه در هفته‌های اخیر شاهد آن بودیم كه موج جدیدی از فیلترینگ، دامان وبلاگ‌های سیاسی و اجتماعی به خصوص وبلاگ‌های فعال در حوزه زنان كه دارای خط مشی منتقدانه و اصلاح‌طلب هستند را گرفته است و كمتر روزیست كه وبلاگی جدید به جرم مخالفت با گفتمان حاكم به محاق فیلتر فرو نرود.

 این در شرایطی است كه وبلاگ‌های طرفدار دولت نهم و گفتمان حاكم به راحتی و با آزادی هرچه تمامتر به اشاعه و نشر دیدگاه‌های خود كه غالبا متضمن تهمت و افتراهای متعدد به نیروهای سیاسی و اجتماعی تحول‌خواه و دموكراسی‌طلب است، مشغولند.

 

بی‌شك، فیلترینگ وبلاگ‌ها و سایت‌های شخصی و خبری امری مخالف اصول اولیه آزادی بیان و عقیده، حقوق بشر، گردش آزاد اطلاعات،‌اعلامیه جهانی حقوق بشر (كه دولت ایران رسما آن را امضا نموده است) و حتی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است و دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سریعا نسبت به پایان این روند اسفبار اقدام كند.

 

ما جمعی از وبلاگ‌نویسان ایرانی، بدینوسیله اعتراض شدید خود را نسبت به روند تحدید آزادی بیان و عقیده در ایران كه با روی كار آمدن دولت نهم روبه فزونی گذاشته اعلام كرده و خواهان رفع فیلتر از تمام وبلاگ‌های فیلتر شده در سال‌های اخیر هستیم.

  دوستان وبلاگ‌نویسی كه تمایل دارند امضایشان در پای این بیانیه درج شود،می توانند برای وبلاگ بوی خاک كامنت بگذارند و اطلاع دهند تا نامشان اضافه شود .

 


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت   توسط نیمه غایب   | 
بلاخره پس از سالها جدال جامعه حقوقی واظهار نظرهای مختلف ومتفاوت علما وفقها در آخرین روزهای مجلس هفتم لایحه ای به تصویب رسید که در صورت تایید شورای نگهبان از این پس شرکت های بیمه مکلف هستند در پرونده های منجر به جرح ِآسیب وفوت دیه زن ومرد مسلمان وغیر مسلمان را برابر اعلام کنند .

تا همین جای کار هم جای بسی خوشحالی است که لااقل در تصادفات نصف بقیه به حساب نمی آییم.


+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت   توسط نیمه غایب   | 
cdf.jpg

 

این پنجمین قلعه است که می سازم

دیگر امیدی نیست

مرد ماهیگیر نخواهد آمد.


+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت   توسط نیمه غایب   | 
این روزها اگر در کوچه پس کوچه های شهر کودکی رادیدید  که سرش را بین زانوهایش گرفته وگوشه ای کز کرده وارام گریه می کند  بی خیال نگذرید !!

به گمانم کودک درون من است که چند وقتی است گم اش کرده ام  .


+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت   توسط نیمه غایب   |