تبليغاتX
نيمه‌ غايب

 به این عکس ها نگاه کنید.پسر بچه های شاد وسط یکی از میادین اصلی شهر لباس در آورده اند وتن به آب وسط میدان سپرده اند وچه حالی می کنند !برای آنها چه اهمیتی دارد اینجا ورودی شهر است !مسافر می آید !یا اصلا چه می دانند مدیریت شهری چیست ؟ آب نما چیست ؟وظیفه سازمان زیبا سازی چیست ؟ اب وسط میدان چه کم از آب استخر دارد !نه بوی کلر می دهد، نه مدام ناجی ها بهت امر ونهی می کنند وصدای سوتشان توی گوشت می پیچد !نه کلی پول می دهی ونه ...حالا بگذار عکاسی هم یک بار عکس بگیرد وهزار تا آدم بیکار مثل من لینک بدهند وتفسیر کنند !به آنها چه !بگذار حالشان را ببرند وصفا یشان را بکنند !

اما این عکس ها راکه نگاه می کنم انگار تازه داغ دلم تازه می شود !قبل نوشته بودم :استخر های خصوصی ،رو باز ،باغها ،کانالها و.... همانقدر که امکان اب تنی غیر حرفه ای را به مردان می دهند این امکان را از زنان دریغ می کند .بسیاری از دختران تا سالها هرگز تن به آب نسپرده اند وشاید هرگز امکان این تجربه را بدست نیاورند .قطعا به خاطر همین فرصت هاست که مردان نیازی به کلاس آموزش شنا ندارند وغیر حرفه ای هم که شده می توانند دست وپا بزنند وشنا کنند اما زنان باید سالها صبر کنند تا به استخر سر پوشیده در یکی از سانس های گرم ظهر با صرف کلی هزینه دست یابند وتازه با ترس از اب مقابله کنند ومبانی شنا بیاموزند !! والبته این قصه سر دراز دارد .                           

 خودتان بهتر می دانید این تنها فرصت نابرابر زنان نیست !اسکیت ،دوچرخه سواری و....حتی رانندگی را هم به آنان اضافه کنید باز هم کم است !  


+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت   توسط نیمه غایب   | 

۱-قطعه هنرمندان این روزها چه تند تند پر می شود !تا چند  وقت برای دکتر  قیصر  مقبره  نساخته اند که شاعر عاشقانه ها –نادر ابراهیمی – می رود .هنوز ضایعه از دست دادن ملا قلی پور پر نشده که "حمید هامون "سرگشتگی هایش به پایان میرسد وبا "دستهای خالی" به "سرزمین خورشید" سفر می کند !هنرمندان نمی میرند راست می گویند :مگر می شود صدای گرم وخش دار و دیالوگ های بلند و نفس گیرشکیبایی را فراموش کرد ؟مگر می شود قد بلند وشانه های پهن وآن همه نقش تاریخی را از خاطر برد ؟

مگر می شود 30 سال در صحنه تئاتر خاک خورد وتصویرت روی پرده سینما بود وسالها میهمان تلویزیون های کوچک وبزرگ مردم وبعد فراموش شوی !هرگز

 

۲- وقتی پس از سالها سکوت بلاخره صدای شهرام ناظری را را دریک سوله تازه ساز که تا چند وقت پیش احداثش مورد اختلاف شرکت نمایشگاهها وشورای شهر بود با هزار مصیبت می شنوی دوباره یادت می افتد :که پایتخت صفویه امکانات فرهنگی کم دارد یانه راحت بر بگویم تقریبا ندارد !!!اما تا مراسم بعدی دوباره همه فراموشش می کنیم گویی این فراموشی به نفع  همه است هم ما وهم مسئولین !


+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت   توسط نیمه غایب   | 

"علی ابادی مدیر خوبی است اما در شهرداری "همین یک جمله در برنامه مثلث شیشه ای کافی بود تا فیروز کریمی غیر رسمی ممنوع القرارداد شود !گرچه همه بسیج شدند تا بلاخره مراسم آشتی کنان در ساختمان سئول  انجام شد وگرچه این محرومیت بیشتر از اینکه برای کریمی ضررداشته باشد به سود او تمام شد! مربی که ناکامی استقلال در لیگ متوجه اوبود وطعم تیزترین انتقادات جامعه ورزشی وحتی تماشاگرانش را تحمل می کرد-البته قبل از نتایج جام حذفی – ناگاه به چهره ای محبوب ومورد حمایت مطبوعات تبدیل شد که همه در حمایتش که البته دفاع از حق بود بنگارند .

وضعیت مشابه را علی کریمی تجربه کرد که بخاطر انتقاداتش از سازمان ورزش از مسابقات محروم شد !والبته از مثالها بسیار ....

حالا دیگر راحت می توان به همان جمله مربی خوش مشرب استقلالی ها ایمان آورد !مرد اول ورزش قطعا مدیر خوبی است مدیری که از همه ابزار های لازم برای حفظ میزش استفاده می کند واین تنها برای مدیریت۴ ساله اش کافی خواهد بود وگرنه هرگز به دنبال ریاست فدراسیون فوتبال نمی رفت !داستانش که حتما خاطرتان هست ؟


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت   توسط نیمه غایب   | 

رسم ما ایرانی هاست که برای هر سفر کرده ای مراسم می گیریم از تشییع تا سالگرد .نمی دانم چند نفر یادشان هست اما پارسال درست در همین ایام برای بسیاری از ما روزهای ملتهبی بود .روزهای هیجان وخبر !روزهای تایید وتکذیب !روزهای تلفن های مکررو تماس های بی پاسخ !

از مرگ جعفر کیانی یکی از دو متهم پرونده زنای محصنه یک سال می گذرد !اجرای حکمی که نه تنها در ایران بلکه بسیار سریع در سراسر دنیا پیچید وقزوین از آن سو مرکز ثقل خبر شد که محل اجرای حکم بود .

اصلا حال باز خوانی این داستان را از گوال های حفر شده جلوی بهشت زهرای تاکستان تا ظهر یک روز گرم دامنه کوه های اقچه کند تاکستان ندارم که نه برای خودم جذاب است ونه دیگران !اصلا بگذارید به حساب این همه حرف ناگفته ومتن های نا نوشته !

حالا شاید خانواده کیانی دنبال برگزاری مراسم سالگرد باشند ویا نه مثل مراسم تشییع جسدش را در سکوت دفن کنند !شاید حالا دیگر لباس مشکی هایشان را هم در آورده باشد !البته چند وقت پیش هم جرم او مکرمه ابراهیمی پس از سالها انتظار بلاخره به لطف همه فعالیت ها ورایزنی ها آزاد شد واین روز ها حتی شاید پسر 4 ساله اش با پدر جدید هم خو گرفته باشد اما قطعا برای اوتعریف خواهند که پدرت چگونه زیر بارش سنگ ها از دنیا رفت !اصلامگر این روزها نحوه مرگ انسانها اهمیت دارد؟

 


+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت   توسط نیمه غایب   | 

از اول نوروز تا حالا 5 تا سفر –کردستان –تبریز وارومیه – 3 بار شمال –رفته ام واگر اتفاقی پیش نیاید دو سفر هم در همین 5 ماه اول سال در دستور کار دارم وجالب اینکه هربار اکیپ همسفرانم کاملا با دفعه قبلی متفاوت بود . غیر یکی از سفرهای شمال به عنوان فعال حقوق بشر رفنه بودم وحتما شرح آن را کامل در یک پست جداگانه خواهم نوشت بقیه مسافرت ها فوق العاده خوش گذشت .نشانه اش هم صدای من که تا یک هفته بعد سفر هم شبیه این آدمهای از استادیوم برگشته در نمی آید.

 اما نقطه اشتراک سفر ها این بود که شب قبل ساعت به ساعت برنامه می چیدیم بعد گویی تریلی از روی برنامه رد شده باشد دقیقا هیچکدام اجرا نمی شد ودر ثانیه تصمیمی گرفته می شد کاملا عکس تصمیم قبلی !مثلا جای دریا برویم جنگل ! جای کباب ، املت بخوریم!جای خرید در رشت برویم بندر کیا شهر !جای 8 شب ساعت 11 برسیم ووسط جاده به پیسی بنزین بخوریم !کودک 8 ماهه راننده وسط جاده گریه کند و تو با مجبور باشی از استانه اشرفیه تا قزوین رانندگی کنی !

هر چقدر هم که اتفاقات پیش بینی نشده باشند سفر خوش می گذرد حتی اگرکولر ماشین زیادی خوب کار کند وبخورد توی سرت هر شب مجبور باشی 2 تا مسکن بخوری وبا وجود خستگی کنار دریا قدم بزنی تا قرص ها اثر کند !حتی اگر توی یک رو کم کنی بچه گانه از پلیس هنگام جریمه کردن دوستت فیلمبرداری کنی واو بخواهد حالت را بگیرد وتهدید کند ماشین توقیف !خودت بازداشت !حال می دهد با ماشینی که تا حالا یکبار هم پشتش ننشسته ای توی جاده های شمال کلی سبقت بگیری وگاز دهی وکسی نبیندت اما همسفرت 20 هزار تومان الکی ومفت در عرض کمتر 1 ساعت جریمه شود !

اما حالا دیگر مطمئن هستم با این همه سفر ،این همه برنامه ریزی دقیق واجرای کامل ! می توانم  بروم خودم را جزویکی از برنامه ریزان در امور گردشگری به آقای رییس جمهور معرفی کنم !


+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت   توسط نیمه غایب   | 

براساس قانون جمهوری اسلامی ايران مردان هر چهار سال يکبار مبارزه مي کنند تا آرای زنان را بدست اورند وبر کرسي رياست قوه مجریه تکيه زنند .این چنین بود در تير ماه 8۴ دکتر محمود احمدي نژاد يک سرو گردن بالاتر از رقبا ايستاد تا دولت نهم به نام او ثبت شود .

گرچه وي در بحبوحه کارزار انتخاباتي خود در سخناني چنين گفته بود که "اعتقاد دارد خانم ها ويژگي ها هاي مثل مسووليت پذيري ودقت زيادي دارند که مي توان از اين ويزگي ها بهره گرفت "وافزود "بعضي ها مرز بندي هاي کاذب ايجاد مي کنند انگار که مردها وزنها دو طبقه جدايند ماهمگي جزو يک ملت هستيم .نبايد نگاه جنيستي داشته باشيم بلکه هر که شايسته تر بد بايد برگزيده شود واين تقسيم بندي ها اثار منفي در عرصه هاي مختلف دارد" به اين ترتيب او با بيان اينکه "نبايد نگاه جنسيتي داشت موضع خود را از همان روز اول روشن کردکه برنامه خاصي براي زنان ندارد اما هرگز کسي فکر نمي کرد که زنان از دو شعار عدالت ومهرورزي که دولت نهم پايه هايش را بر مبناي آنها قرار داد هم بهره مند نشوند .

 رويکرد دولت نهم بر تقويت خانواده وبنيانهاي خانوادگي بود زن در چارچوب خانه معني پيدا مي کند هويتش در خانواده ودر کنار همسر وفرزندانش شکل مي گيرد در همين راستا مرکز امور مشارکت زنان به مرکز مشارکت امور خانواده تغيير نام مي دهد تغييري گرچه يک کلمه اي اما در رويکرد اميخته با سوگيري نسبت به هويت مستقل زنان!

واين چنين است که دولت سياستهایش  را بر بازگشت زنان به خانه متمرکز مي کند.دولت نهم گرچه اين امکان را نيافت تا دو صندلي به جاي مانده از دولت اصلاحات را از زنان پس بگيرد اما اين امکان را داشت که ابلاغيه صادر کند وبراي زنان پس ار ساعت 6 عصر سرکار حاضر نشوند ومهد کودک هاي وابسته به خود را تعطيل کند ومرخصي هاي زايمان را افزايش دهد واز آنان بخواهد که در خانه بنشيند وفرزند نيک تربيت کنند تا جا براي اشتغال مردان به عنوان نان آوران خانواده باز شود .

در این ميان وزير کشور خواستار دفاع از ازدواج موقت مي شود واز جامعه مي خواهد که با جسارت به تبليغ اين مساله بپردازند گرچه وقتي با واکنش ها واظهار نظر هاي گسترده رو برو مي شود ناچار توضيح مي دهد که منظورش تنها راه جهت تسهيل شرايط ازدواج بوده است .مانند خود رييس جمهور که پس از سالها تلاش براي فرهنگ سازي خواستار فرزند آوري بيشتر زنان گردیدکه البته بعد به شوخی از ان تعبیر شد !

اما اين تنها قصه زنان ايراني نبود که زنان در دولت نهم يا سانسور شدند ويا از ترس ديده شدن فيلتر !ماهنامه تخصصي زنان پس ار 17 سال انتشار بي وقفه تا اطلاع ثانوي به محاق رفت .زنان در اينتر نت در رديف کلمات فيلتر شده قرار گرفت .تريبون هاي مجازي زنان يکي پس از ديگري فيلتر شد تا زنان مجبور به خانه به دوشي شوند .و...... سه سال از عمر دولت نهم مي گذرد ومطالبات زنان رو به فزوني است جنبش زنان به خيابان امده است وبه افکار عمومي اعتماد کرده وجهت اين تنوير حاضر است کتک بخورد وبازداشت برود ..دولت نهم گرچه وعده اي به زنان نداد اما هرگز نمي تواند فراموش کند که نيمي از اراي ماخوذه را از زنان گرفته است واگر بخواهد 4 سال ديگر پيروز ميدان باشد وسکان دولت را را دوباره بدست گيرد ناچار است به مطالبات زنان توجه کند ويا در سال باقي مانده روش ديگري اتخاذ نمايد گرچه دیگر شاید براي اين حرف کمي دير باشد.

 

 


+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت   توسط نیمه غایب   |