اگر چه اولین بار زنان در عصر ناصری نوشتن را آغاز کردند اما به سختی می توان تاریخچه مبسوطی در این زمینه ارائه کرد. در مشروطیت راه جدیدی پیش روی زنان گشوده شد .آنان پس از ایجاد و تشکیلات جنسیتی همگام در مبارزه علیه استعمار و استبداد ،هویت یابی خویش را در رهایی از ستم مضاعف ثبات بخشیدند و برای ورود به عرصه اجتماع و رساندن فریاد های خاموش خویش به همنوعان ،نخستین گامهای خود را در عرصه روزنامه نگاری محکم نهاد ند .
و این چنین شد که زنان دیگر هرگز عقب ننشستند و به اشکال گوناگون قلمشان و اخبارشان را به روزنامه ها و خوانندگان آنها تحمیل کردند .اما پس از دوم خرداد ،آن هنگام که مطبوعات به بزرگترین نهاد مدنی تبدیل شد و تحولات شگرفی را در ساختار فکری ، فرهنگی و سیاسی جامعه ایجاد کرد و به آینده تمام نمای خواسته های اجتماعی ایشان تبدیل شد.زنان با جسارت بیشتری اخبار زنان را منعکس کردند و حضور پررنگ تری را تجربه کردند . زنان به دلایلی که در این مبحث نمی گنجد در مطبوعات نیز مانند عرصه های مدنی دیگر چون انجمن های صنفی و تشکلهای غیر دولتی و... حضوری درخشان را تجربه کردند و از آنجا که هرگاه زنان حضوری جدی داشته باشند نا خودآگاه مسایل زنان هم تداعی می شود ،اخبار زنان نیز جلوه ای ویژه می یابد کمتر روزنامه ای را می توان یافت که یک ستون ویژه زنان نداشته باشد و یا اخبار مربوط به زنان را گزیده نکرده باشد و یا هرازگاهی ویژه نامه ای اختصاصی برای زنان و یا بنام زنان نشر نکند.
اما مشکل زنان تنها داشتن ستون ویژه نیست !ویژه نامه جداگانه نیست .اخبار زنان به دلایلی که خط قرمز بسیاری از مطبوعات است درست منتشر نمی شود . از مسایل مانند خشونت علیه زنان ،آزارهای جنسی و... در حد کلیشه مطرح می شود و واژهای تخصصی حقوق زنان چون دیه،ارث ، حضانت و... گرچه بررسی می شود ولی باز هم در حد یک واژه باقی می ماند .آمارها واقعیت را نمی گوید، حرکت های زنان حتی در روزی مانند ۸ مارس (روز جهانی زن ) که متعلق به خودشان است ،درست منعکس نمی شود و یا در حد یک خبر کوتاه منتشر می گردد سخنرانی های حوزه زنان بدون سانسور منتشر نمی شود و یا با محافظه کاری تمام ،کوتاه و مختصر انعکاس می یابد در انعکاس مطالب یا آنقدر گزیده عمل می شود که کسی نمی فهمد بلاخره واقعاًچه اتفاقی افتاده است یا آنقدر به حاشیه می روند که تنها مجبورند به پژوهش اکتفا کنند ،زنان معتاد !!! دختران فراری !!!افسردگی زنان !!! پیری زودرس در زنان !!!پژوهشهایی که دیگر نخ نما شده اند و تنزل یافته اند ،بیانگر واقعیتی های موجود د رجامعه نیست .شاید اگر همین پژوهشها از زاویه و دید جامعه مرد سالار بررسی می شد به گونه ای می توانست به نتایج قابل قبولی دست یابد و بتواند به ریشه هایی برسد که مسایل زنان را در بر گیرد اما اکنون هرگاه نام روزنامه نگاران زن به میان آمده ناخود آگاه مسایل زنان هم تداعی ذهن می شود
انگار از ازل تا به ابد بر پریشانی زن روزنامه نگار ایرانی کمک به جنبش پیشرو زنان نقش بسته است . هرگاه در گوشه ای از روزنامه مطلبی از زنی می خوانی ،پیش از آنکه در پی تغییر ،تملک و قدرت نمایی باشد ،تلاش درتحلیلی سازگارکننده دارد اما با این همه یافتن روزنامه نگارزن در ایران چه گوهر نایابی شده است .این در حالی است خیل بزرگی از لشکر خبرنگاران زن را داریم که شده اند خبر آور دنیای مردان از اقتصاد گرفته تا سیاست و ورزش !زنان بسیارسخت به امورمتولی گری نشریات یا همان شورای سردبیری آنها راه می یابد .بنابراین تحلیلهای مهم مطبوعات نیز از آنجا که به شورای سردبیری منتهی می شود در دست مدیر مسئول باقی می ماند جای خالی قلم زنان را حس می کند .از زنان تنها کارخبر خواسته می شود و گزارش ،بنابراین سر مقاله ها و تحلیلهای روز اعم از اقتصادی ،سیاسی ،صنعتی و یا حتی ورزشی نشریات در دست مردان باقی می ماند .
گرچه زنان توانسته اند صاحب امتیازی و مدیر مسئولی بسیاری از نشریات گوناگون را به عهده بگیرند و تعداد زیادی ازاعضاء تحریریه های نشریات موسوم به دوم خردادی از زنان روزنامه نگار تشکیل شده است.
درخشش زنان روزنامه نگار در جشنواره مطبوعات که در طی چند سال اخیر نشان دهنده حضور فعال زنان در این عرصه دارد اما واقعیت این است که نه در گذشته تاریخی و نه در عصر طلایی معاصر زنان هنوز جایگاه واقعی خود را نیافته اند . به علت فقر فرهنگی موجود درجامعه زنان پیوسته با این حرفه مشکلات بیشتری را نسبت به مردان تحمل کرده اند .اساسی ترین مشکلات زنان روزنامه نگار که روبروشدن با تنگناهای حرفه خبرنگاری بوده است که به سادگی آنان را مجبور به خروج از میدان حرفه ای می کند نبود منزلت ،احترام ،عدم ارتقاء شغلی لازم پراکندگی ساعت کار،سانسور شدن اخبار،حق التحریه های کم و....بوده است
البته از آنجا که بسیاری از دختران جوان نه به عنوان حرفه تخصصی بلکه از سر جذابیت و تفنن نیم نگاهی به روزنامه نگاری دارند و صد البته حق التحریه های کمتر نیز دریافت می کنند . حرف شنوی بیشتری دارند و قلمشان بی مقاومت سانسور می شود و یا به راحتی شکل دلخواه را می یابد و محافظه کارانه تر عمل می کنند برای مسئولین مطبوعات مطبوع ترند .در این زمان که زنان روزنامه نگار بنا به دلایل که مطرح شد ودلایلی که حتی در این مقاله نمی گنجد مجبور به ترک عرصه مطبوعات می شوند ،تمام دل مشغولی هایشان را در سایتها و وبلاگها می نویسند .زنان روزنامه نگار پناه می برند به جایگاه ایمن تر و زنانه تر .جایی که خودشان بتوانند آزاد و بی محابا و با زبان زنانه خودشان بدون هیچ خط قرمزی ،بدون اینکه هیچ کس روی نوشته آنان خط بکشد و قلمشان را سانسور کند و یا ارزش قلمشان کم شودبا مخاطب خودشان حرف بزنند
اینکه آیا وبلاگها و سایتها،به راحتی جای روزنامه ها را خواهد گرفت ،بحث دیگری است !
اما مسلم آن است که امروزه بسیاری از زنان جسور در حوزه مطبوعات به سایتها و وبلاگها پناه برده اند تا صحنه خالی روزنامه ها از قلم زنان پر شود از دنیا ی مردانه ی مردانه !
در این میان تنها چیزی که می توان گفت این است: که افسوس بر مطبوعات
بیچاره سوژه زنان
وای بر اخبار حوزه زنان


راه یافتگان به مجلس هشتم در حالی به صندلی های سبز بهارستان تکیه داده اند که میراث دار چندین طرح ولایحه نیمه کاره اند که مجلس هفتم نخواست یا نتوانست بنام خود ثبت کند .
یکی از اين بازماندگان،لایحه حمایت از خانواده است که مي توان عنوان مساله دار ترين لایحه در کل ادوار مجلس برای زنان را بر آن نهاد. پس از مسکوت ماندن لايحه اي كه قرار بود بنيان هاي خانواده را استحكام بخشد،در روزهای پایانی مجلس هفتم كميسيون قضايي مجلس هشتم اين لايحه را تصويب و براي بررسي به هيات رئيسه مجلس فرستاده است و موسی قربانی يكي از اعضاي كميسيون قضايي مجلس آن را كاملا همسو و مدافع حقوق زنان مي خواند
.اين داستان از آنجا شروع شد كه قوه قضاییه لایحه ای بنام حمایت از خانواده را به دولت فرستاد ودولتمردان کابینه نهم دو ماده (۲۳و۲۵)به آن اضافه وبراي بررسي و تصويب به مجلس فرستادند. ماده۲۳ اين لايحه اختیار همسر بعدی را منوط به اجرای عدالت و احراز تمکن مالی توسط دادگاه نموده است یعنی مردی صرفاً به جهت داشتن قدرت مالی می تواند همسر دوم یا چندم اختیار نماید در حالی که بر اساس قوانین اولاً مرد می بایست دلیل قابل قبول برای ازدواج مجد داشته باشد در ثانی زن اول می باید اجازه بدهد و ثالثاً در صورت اطلاع، زن اول دارای حق طلاق می باشد اما بر اساس ماده 23 تمامی موارد گذشته ملغی اعلام شده و هر مرد متمکنی حتی بدون هیچ دلیل عقلانی و فقط به جهت خواست شخصی بدون اطلاع همسر و خانواده می تواند اقدام به ازدواج مجدد نماید.
در لایحه پیشنهادی دولت ماده ۲۵وزارت امور اقتصادی و دارایی را موظف به اخذ مالیات از مهریه های بالا و غیرمتعارف نموده است .اين كه بهاي مهريه در سالهاي اخير به طور نامتعارف افزايش يافته و دولت مي خواهد مانع ان شود البته تصميمي به جاست اما معيار تعيين مهريه در ميان زوجين چيست و دستگاه مسوول كدام نهاد است. آيا دولت تا به حال به اين انديشيده است كه علت افزايش بهاي مهريه در ايران و ميان دختران چيست.
نكته قابل توجه تر اين كه بر اساس بند دوم اصل۱۵۸قانون اساسی تهیه لوایح قضایی از وظایف قوه قضاییه است واين دسته از لوايح تنها از مجرای دولت تقدیم مجلس مي شود و دولت ضمن حفظ امانت حق ندارد ماده ای را به آن اضافه ویا از آن کسر کند.اما دولت نه تنها چنين نكرده كه خود چند اصلاحيه در ان انجام داده است به گونه اي كه سخنگوی قوه قضاییه خواستار دقت مجلس در تصویب لایحه مذکور وتغییرات اعمال شده از سوی دولت به آن شد.دو بند اضافه شده توسط دولت نه تنها با كليات لايحه سازگار نيست بلكه كوشش هاي فعالان زنان در مجلس را نيز براي رسيدن به حقوق برابر ناديده گرفت به گونه اي كه شخصيت هاي چون مريم بهروزي نيز آن را مغاير با خواست زنان خواند. این لایحه به به شدت مورد انتقاد فعالان حوزه زنان است و انتشار خبر به جريان افتادن دوباره آن زنان با ديدگاه هاي سياسي مختلف را به تكاپو واداشته تا مانع تصويب آن شوند. .
گروهای مختلف زنان پيش از اين با ارسال نامه های سرگشاده و طومارهای امضاشده "نه به لایحه مردسالار "را از مجلسیان خواستند تا جایی که بسیاری از نمایندگان مجلس هفتم روزه سکوت خود را شکستند اطمینان خاطر دادند که این لایحه در مجلس هفتم به ثبت نخواهد رسید و چنين نيز كردند . اما حالا نمایندگان مجلس هشتم گویا فراموش کرده اند که رای اعتماد خود را از چه کسانی گرفته و مصمم هستند کار نیمه تمام مجلس هفتم ،دولت وقوه قضاییه را به بنام خود ثبت كنند!
مرتبط :تمام سایت های مرتبط با زنان فیلتر شده بود نتوانستم لینک های مورد نظر را بگذارم اما فکر کنم میدان زنان از همه جامع تر باشد .






