تبليغاتX
نيمه‌ غايب

 

امروز در لینک های روزانه شهرزاد نیوز آمده بود که :

" گناه سارا که به آتش کشیده شد، از نظر پدرش، داشتن تعدادی سی دی و رقصیدن در چند مجلس مهمانی بود. رضا پدر و قاتل سارا در شرح این جنایت چنین گفت: "وقتی به خانه رسیدم، یک گالن چهار لیتری نفت از پشت بام برداشتم و شروع به ریختن نفت در راه پله‌ها و خانه کردم. بعد به داخل واحد مسکونی آمدم و باقی‌مانده نفت را روی سر و بدن سارا ریختم. سپس بخاری دیواری اتاق را روشن کردم و سارا را به بخاری چسباندم. او مقاومت زیادی نکرد. او را کنار بخاری نگه داشتم تا ناگهان تمام بدنش شعله کشید."

در جریان بازپرسی معلوم شد که سارا قبل از مرگش سه پیامک برای خاله‌اش فرستاده و از ترس و وحشت خود نوشته است. او سعی در گریز از دست قاتل (پدرش) را داشت، اما موفق نگردید.

پدر سارا کارمند بانک و معتاد است. وقتی مادرش از او طلاق گرفت، سارا را نزد خود نگاه داشت. اما دیری نگدشت که فوت کرد و پس از آن سارا تا هنگام قتلش در یازده سالگی، نزد مادربزرگش زندگی می‌کرد."

آیا قتل های ناموسی محصول تفکر مردسالار نیست ؟


+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت   توسط نیمه غایب   | 

تقویت (مثبت ومنفی )وتنبیه و... از مکانیزمهای اصلاح رفتار است که نه تنها نه تنها در دوران کودکی بلکه برای بزرگسالان نیز از آن استفاده میشود .می توان از قبوض آب ،برق ،تلفن یا حتی هزینه پیام کوتاه جدا از مباحث اقتصادی وسیاسی ان به عنوان یکی از این مکانیزم های رفتاری یاد کرد که بر رفتار مصرف کنندگان بنا بر شخصیت آنان هرچند کوتاه تاثیر دارد .همه تجربه کرده ایم هر کدام این فیش ها که میرسد معمولا تا چند وقت تصمیم می گیریم خیلی حرف نزنیم .کم مصرف کنیم .مسیج ندهیم .درست از آب استفاده کنیم .تصمیم می گیریم لامپ کم مصرف بخریم و..... گرچه این تاثیرات کوتاه مدت است اما تکرار یا افزایش آن ممکن است به کاهش یا خاموشی رفتار مصرف کنندگان بینجامد .

چند سالی اخیر بستن کمربند ایمنی در دستور کار پلیس راهنمایی ورانندگی قرار گرفته است وآنها به هر شکلی سعی در ایجاد فرهنگ ان در بین رانندگان بوده اند اما ظاهرا هنوز موفق نشده اند که هر چند وقت یکبار دستور جریمه رانندگان در سطح وسیع در دستور کار آنان قرار می گیرد .

چند روز در یکی از شلوغ ترین وپرتردد ترین خیابانهای شهر پلیس  متوقفم کرد وآنقدر مودبانه که فکر کردم جلوی دوربین مخفی هستم .مطابق معمول هیچ کارت شناسایی همراه نداشتم غیر گواهینامه اما وی به همان چهار هزار تومان جریمه کمربند اکتفا کرد در مقابل اعتراضم گفت :خانم بدشانسی آوردید دستور از بالاست چون متوقفتان کرداه ام مجبورم بنویسم وگرنه ما خیلی به راننده های زن کار نداریم !!!!این چهارمین باری است که خود من در طی این دوسال جریمه می شوم والبته هر با تا چند وقت حتما از کمربند استفاده می کنم اما به محض اینکه طعم پرداخت جریمه فراموشم می رود بی خیال کمر بند می شوم !خیلی از رانندگان هم مثل من یا کمربند را الکی میاندازند یا با دست نگه میدارند یا به محض دیدن پلیس !

چند وقت پیش یکی از مسولین راهنمایی ورانندگی بستن کمربند ایمنی را از الویت های کارشان  خوانده بود واز آن به عنوان یکی از طرح های موفقیت آمیز ونهادینه شده بین رانندگان نام می برد اما من هنوز به عنوان یک راننده هنوز مطمین نیستم که کمربند را از ترس جریمه شدن می بندم یا بخاطر حفظ جانم !


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت   توسط نیمه غایب   |