در عجبم که قلب ها گاهی با چه انگیزه ای می تپند ؟

یکی از دانشجوهای رشته مهندسی نفت تو خوابگاه با ما هم طبقه بود . مریم سالها بخاطر شرایط کاری پدرش جنوب زندگی می کرد اما از دوران دانشجویی برای دیدن مادر بزرگش قزوین زیاد می آمد و مسیر کوتاه قزوین _تهران را هر از چند گاهی به تکرار طی می کرد. یک روز توی آشپزخانه که دیدمش با طعنه وکنایه گفت :"شهرتان شیک شده خانوم جدیدا یک کم توش ترافیک می شه ها".چند روز پیش که توی ترافیک شهر با بدترین شرایط گیر کرده بودم چقدر جایش را در شهر شیک مان خالی کردم که ترافیکش کم کم دارد به پای پایتخت می رسد.
ساعت 6 از خانه در آمدم بیرون تا یک امانتی کوچک را ببرم کوچه محمدیه در همان خیابان سپه خودمان .بعد مادربزرگم را ببرم خیابان مولوی ۱۵/۷ هم خیابان دانشگاه با یکی از دوستان قرار گذاشتم .
کوچه محمدیه که خدا رو شکر هنوز پر بود از بخیه جراحیهای آسفالت چند ماه قبل پر از چاله وچوله که برف نیم سانتی یخ زده صبح هم تکمیلش کرده بود .از آن کوچه که با احتیاط در آمدیم بیرون تازه ترافیک سه راه خیام بود وسر پل طالقانی تا از یک مسیر کم ترافیک برسیم به خیابان مولوی، شهر را دور زدیم اما امان از این کوچه های تنگ ،تردد وانت بار ها وتیر چراغ براق های جامانده وسط کوچه تعریض شده مولوی، که گذر از آنها مهارت می خواهد وجسارت . از آن کوچه که سالم درآمدم بیرون، تازه رسیدم وسط شهر.گره ترافیک شهربانی، چراغ قرمز سبزه میدان که تا فرهنگسرای امیر کبیرماشین ها را نگه داشته بود وترافیک نادری که یک سرش به مسجده سنجیده می رسید .
به لطف دوست گرامی مان که تقبل کردند آن کوچه های بلند خیابان دانشگاه را پیاده گزکنند تا نوروزیان، پس از معطلی پشت این چراغ قرمز های 15 -20 ثانیه های الکی سبز شده سر هر دوراهی سه راهی جدید که بیشتر به درد پر کردن صندوق ذخیره راهنمایی ورانندگی می خورد وتوقف های گاه وبیگاه سر این سرعت گیر های کوچک وبزرگ که مثل قارچ وسط خیابان سبز شده، بالاخره حوالی ساعت ۳۰/۷رسیدم به سر قرار تغییر کرده .
آخرین بار که دکتر جوان ترافیک را دیدم واعتراض کردم گفت :"تو نمونه یک شهروند ناراضی هستی".شما را نمی دانم اما من به خودم حق می دهم از این وضعیت ناراضی باشم .
-
بخاطر یک لیوان چای بعداز ظهر به طرز وحشتناکی احتیاج به دستشویی داشتم حالا شما پیدا کنید دستشویی عمومی شهر را ؟
-
مسیج خطوط 912 هم ارسال نمی شد .فقط من می توانستم دریافت کنم : کجایی پس ؟من برم ؟ دیر شد که ؟......
-
وضعیت از آنچه که نوشتم مصیبت بار تر بود .

حکایت مشاور امور بانوان در دولت نهم سریال جالبی شده است .پس از دکتر یوسفی که طبیعی بود بخاطر عضویت در جبهه مشارکت باید صندلی مشاورت استاندار جدید را تر ک کند فاطمه رزازیان به عنوان مشاور امور زنان معرفی شد تا کابینه دولت نهم در قزوین هم یک دست شود .
هنوز 6 ماه نشده بود که وی جای خودر ا به دکتربتول علیجانی داد .اما علیجانی هم افتخار این را نیافت تا آخر عمر دولت نهم بر این مسند تکیه زند. که ناگاه سید احمد نصری همسر خود را به عنوان مشاور جدید امور زنان معرفی کرد انتصاب تاریخی که بیشتر از آنکه متوجه حوزه زنان باشد انتصابات فامیلی دولت نهم را به رخ می کشیدظاهرا اندک مدتی پس از تغییر استاندار قزوین همسر ومشاور وی نیز تقاضای بازنشستگی می کند وبه همراه همسرش از ساختمان سفید استانداری خداحافظی .
اما گویا طاهایی استاندار جدید قزوین هنوز ضرورتی برای انتصاب مشاور جدید در امور بانوان حس نکرده است که حوزه زنان با سر پرستی یک مرد اداره می شود!
چند وقت بیشتر به پایان دولت نهم نمانده اما آیا این سریال توی این چند ماه باقی مانده با پایانی خوش تمام خواهد شد وزنی دیگر بر این مسند تکیه خواهد زد ؟


این روایت مستند از اجرای بند بند مفاد اعلامیه حقوق بشر در غزه کی خاتمه خواهد یافت ؟

گرچه خودم هیچ وقت نظر بی نام ونشان نگذاشتم اما با این پست علیرضا موافقم که کامنت های بی نام نظر حقیقی بسیاری از ماست که بخاطر رودربایستی شاید هرگز بیان نشود .
یکی از نام های مستعار برای پست دعواهای خیابانی برایم کامنت گذاشته ودعوتم کرده به مناظره در خصوص زنان !با پوزش از این دوست عزیز که به دلایل کاملا شخصی نمی توانم در این فضای مجازی ناامن پاسخی شفاف به سئوالاتش بدهم ِ ولی عین متن کامنتش را روی صفحه اصلی می گذارم تا دوستان وکسانی که می خوانند نظرشان را اعلام کنند .
سلام
سعی نکنید با نادیده گرفتن مردها زنها را مظلوم تاریخ جلوه دهید 0 مگر نه اینست که مرد در بلایا و سختیها وظیفه مقابله و رفع مشکلات و به نوعی فداشدن را دارد در حالیکه همیشه به صورت یک موجود پست یا مانند زنبور کارگر به او نگاه می شود ؟ مرد و زن هر دو کرامت دارند ولی خداوند تبارک و تعالی هر کدام را برای کاری آفریده است 0 اعتراض شما به کیست ؟
به مردانی که حق همه را پایمال می کنند و یا به خدا ؟ آنهایی که حق همه را پایمال می کنند پس حق مردهای دیگر راهم پایمال می کنند 0 اما خدا مردان را قیم زنها قرار داده است 0 قیم یعنی سرپرست 0 چرا ؟ سرپرست یک مجموعه ( اداره ، خانه ، تیم و000 ) نباید آن مجموعه را ازخود و یا مال خود فرض کند ؟
بگذریم که چند لاابالی با لفظ رکیک شما را ( و البته همه ما را ) می آزارند اما آیا این به ظلم مردها بر زنها برمی گردد؟ چرا می خواهید ظلم مردان بر زنها را تاریخی فرض و القاء کنید ؟ اگر اینگونه باشد با کمی تفکر می بینیم ظلم زنها به تاریخ و بشریت بیش از اینهاست ولی مردها چنین اعتقادی را یا ندارند و یا حداقل به زبان نمی آورند 0 رانده شدن آدم از بهشت ، قتل هابیل ، قتل حضرت یحیی ( ع )، به زندان کشیده شدن حضرت یوسف ( ع ) قتل حضرت امیر المونین ( ع ) و0000 به آتش کشیده شدن آتن و000 0
حیف که جواب نمی دهید ولی حاضر بودم یک مناظره وبلاگی با همه طرفداران طرز تفکر فمنیستی داشته باشم 0
سلامت و پایدار باشید
به رسم نامه های اداری خاطر نشان می سازم که کامنت های دیگران مشخصا نظر اینجانب نمی باشد.

بهای رانده شدن حوا از بهشت
قطعه ایست از همان سرزمین زیر پای هم جنس های او.






