تبليغاتX
نيمه‌ غايب

واقعا بلاگستان جاي کوچکي است کسي مي پرسد "چه بايد کرد ؟واين شروع دعوت نامه هاي مجازي است براي اينکه شفاف بگويي بلاخره در انتخابا ت هشتم چه خواهي کرد

 آنقدر اين روزها تراژدي مضحک رد صلاحيت ها گفته ايم وشنيده ايم وخوانده ايم که ديگر هيچ حرفي نمانده است .گرچه معتقدم تصميم را نه دراين فضا که بايد رودر رو شفاف وقاطع گرفت اما بهر حال مصطفي رسته مقدم مرا هم ناخواسته به اين بازی کشانده است .بي احترامي است اگر بي پاسخ بگذاري دعوتش را، حتي اگر هيچ ميلي هم نداشته باشي که اظهار نظر کني در فضايي که حرفت مثل سنگ انداخته توي حوض موج مي زند وموج مي زند وهزار يک تفسير از کنارش در مي آيد و تو مي ماني که واقعا معني 4 خط نوشته اين همه تفسير بود.

 حکايت اصلاح طلبان وانتخابات روايت مسابقه اي است که نتيجه اش از حالا معلوم است :باخت آن هم به بدترين شکل. اما من نمي فهمم که ما چه اصراي داريم بازي کنيم در مسابقه اي که نه داور عادل است و نه مربي مي تواند تيم ارنج کند بس که صندلي ذخيره ها پر از بازيکن مجروح وکارت قرمز دارست .

حکايت رد صلاحيت ها آغاز يک رقابت نابرابر وعده داده شد بود که ما با خوش بيني تمام اصرار مي کرديم که باورش نکنيم وگر آغاز چنين باشد بخوان حديث مفصل !

شعار انتخابات را که مي بينم بيشتر حرص مي خورم "همراه شو عزيز ". آخر يکي نيست بپرسد بايد با چه همراه شويم؟ بااين بي صلاحيت هاي اسلام نشناس !!ما که چه بخواهيم وچه نخواهيم سال هاست با آنها همراهيم !!!!!

نسخه عدم شرکت براي کسي نمي پيچم که اين کار جرات مي خواهد اما وقتي مي دانم که برگه رايم در ميان انبوه شرکت کنندگان و در هياهوي 24 اسفند گم خواهد شد .زحمت پاي صندوق رفتن  به خودم نمي دهم تا مبادا برادرانم در ستاد برگزاري انتخابات را وادار  به نشر اکاذيب کنم !


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت   توسط مهديه‌ قافله‌باشي  |