1-هنوز منتظر شيريني حکم جديدش بوديم که بلاخره بعد از چند ماه تاخير وبخاطر شيطنت هاي پشت پرده برايش زده بودند .دومين حکم معاونت بود که در يک مجموعه نسبتا زنانه به زنان مي رسيد !!!!
2-کار يک طرف وکارشکني ها يک طرف ديگر ،براي خيلي ها سخت بود که به او پاسخ دهند شايد هم حق دارند هرچه باشد آنها مردند معاون جديد يک زن .
3-چند سال از ازدواجش گذشته بود بايد فرزندي مي داشت به قول مادر :ديگه وقتش بود.خودشان هيچي جواب مادر ومادر شوهر ...... را کي مي خواست بدهد ؟اصلا بلاخره که چي ؟
4-جواب سونوگرافي ونظر کمسيون پزشکي را که باهم جلوي صورتم مي گيرد برق شادي توي اندوه خداحافظي گم مي شود. اشک شوق مادر شدن است يا اشک خداحافظي؟ نمي دانم
۵-یکی از همکاران مرد فاتحانه مي گويد: آقاي مديرکل گفته بخاطر مشکلات عدیده زنان براي اين واحد تنها نيروي مرد جذب مي کند .
بي تفاوت شانه بالا مي اندازم :لابد راست ميگويد ديگر







