همیشه موقع سال تحویل ودقایق آخر سال اضطراب می گیرم وته دلم خالی می شود.نه از تطمئن از قلوب خبری هست ونه از احسن الحال اما همیشه این حس گذار واین دقیق پر اضطراب را دوست دارم حسی هم در آن تعلق هست وهم رهایی وزیر سقف بی انتهای آسمان جایی که انگار خانه خدا ست بایستی وبه یاد آوری همه آنهایی که پارسال کنارت بودند اما امسال نیستند همه آنهایی که پارسال نبودند اما امسال کنارت هستند
ودعا کنی برای آنهایی که بهار فصل زیبای برایشان نیست اما به احترام بهار سیاهی را در می آورند ولبخند می زنند همه آنهایی که در هفت آسمان یک تک ستاره هم ندارند اما باز هم هر شب به آسمان خیره می شوند وبه یاد آوری همه بیمارانی را که بهار روی تخت بیمارستان به ملاقات شان می رود .همه در راه ماندگانی که در غربت وتنهایی صدای عمو نوروزرا می شنوند .
ودعا کنی برای همه دربندان منتظر عدالت که سلولشان آسمان ندارد تا مثل تو دعا کنند وبرای همه سفره های هفت سینی که به هر دلیلی یکی از اعضای خانواده جایش خالی است برای همه آنها یی که مادر کنارشان نیست تا تخم مرغ ها را رنگ کند یا برای همه پدران شرمساری که دوست دارند پول نو هدیه دهند ولی ماه هاست که حقوق نگرفته اند.
ودعا کنیم برای همه آدمهایی که امسال جشن ازدواجشان را جشن می گیرند یا همه آنهایی که امسال دوباره تنها می شوند.
وبه یاد آوری آنهایی که دوستشان داری اما ولی ترا دوست نمی دانند یاآنهایی که دوستت دارند اما تو هرگز نفهمیده ای ودعا کنی برای همه آنهایی که آرمان شهرشان پشت دریاهاست اما توان ساختن یک قایق راندارند همه آنها یی که بهترین هدیه شان انار است اما دانه های دلشان پیدا نیست .آنهایی که گل رز هدیه می دهند بخاطر خار های بلندش همه آنهایی که به دنبال سنگ صبورند اما حتی یک چاه امن وعمیق هم پیدا نمی کنند.
دعا کنی آنهایی را که التماس دعا گفته اند یا آنهایی که خود را مبرا می دانند از هر دعا ودعا کنیم برای خودمان که بیشتر از همه محتاجیم واز او بخواهیم که دوستمان داشته باشد حتی اگر ما گاهی یادمان رفت که دوستش داشته باشیم







