۱-خیلی بدبین نیستم اما هرچه به ترکیب دوتا ۸ کنار هم نگاه می کنم حس خوبی ندارم،نمی دانم چرا بعید می دانم سال ۸۸ سال خوبی باشد .
۲-با دوستان رفتیم فیلم "وقتی همه خوابیم "اما وقتی از سالن آمدم بیرون هیچ حسی نداشتم .یاد دیالوگ کودک ومادر فیلم می افتم ،آنجا که کودک می پرسد : هنوز از سینما خوشت میاد؟ومادر جواب می دهد از سینما آره اما از پشت پرده سینما نه .چقدر این روزها ،پشت پرده ها اتفاقات جالبی می افتد ، پشت پرده سیاست، پشت پرده فوتبال، پشت پرده رفاقت !
۳-عمرا ۲۰۰۰ تومان پول بی زبان را خرج فیلم اخراجیها کنم .
۴-یک جورایی مجبورم نشریات را از روی سایت هایشان بخوانم اما اعتراف می کنم حاضرم ۵۰۰ تومان بدهم اما روی کاغذ بخوانمشان آن هم وقتی دراز کشیده ام روی زمین .
۵-بنفشه های وسط خیابان که نگاه می کنم خجالت می کشم که چطور به اون نازی وظریفی سرمای این چند روزه را دوام آورده ومقاومت کرده اند تا به عابران لباس زمستانی پوشیده بقولانند که بهار شده است .






